به خوبى نمايان است هرگز ائمّه اهل بيت درباره معناى آيهاى از قرآن ترديد نكردند و در پاسخگويى به معناى قرآن درمانده نشدند و بر اثر مرور زمان تبدل رأى براى آنان حاصل نشد ، امام على عليه السّلام مىفرمايد :
أين الذين زعموا أنّهم الراسخون في العلم دوننا كذبا و بغيا علينا إن رفعنا اللّه و وضعهم و أعطانا و حرمهم . . .
كجايند آنان كه به دروغ و از روى حسادت گمان بردهاند كه آنان راسخان در علماند نه ما ، حال آنكه خدا ما را رفعت بخشيده و آنان را فروگذاشته و به ما عطا فرموده و آنان را محروم ساخته است . « 1 »
در كتابهاى روايى شيعه رواياتى متعدد نقل شده كه مضمون آنها اين است كه راسخان در علم تنها ائمّه اهل بيت هستند و آنان علم تأويل قرآن را مىدانند . « 2 »
ب )
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
؛ « 3 » « و كافران مىگويند فرستاده [ خداوند ] نيستى بگو خدا و كسى كه نزد او علم كتاب است بين من و شما براى گواهى ، كافى است » .
در بسيارى از احاديث فريقين مفهوم
مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
در اين آيه به امام على و ديگر امامان معصوم تفسير و بر آنها تطبيق شده است از علماى اهل سنت حاكم حسكانى با شش روايت ، « 4 » ثعلبى ( م / 427 ق ) « 5 » و ابن مردويه ( م / 410 ق ) « 6 » هر
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خ 144
( 2 ) . ر . ك : الكافى ، كتاب الحجة ، ج 1 ، ص 213 ، ايشان بابى را تحت عنوان باب « الراسخين في العلم هم الأئمة » گشوده و در اين باب روايات با سند صحيح ( نظير روايت شماره يك ) آورده است و نيز ر . ك : محمد صفّار ، بصائر الدرجات ، جزء 4 ، باب 10 ، ح 1 و 5 ؛ الكافى ، كتاب الحجة ، ج 1 ، ص 186 ، ح 6 ؛ تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 292 ، 293 ، ح 644 و 646 - 648 براى توضيح بيشتر درباره اين روايات ، ر . ك : على اكبر بابايى ، مكاتب تفسيرى ، ج 1 ، ص 73 - 75 .
( 3 ) . رعد ، 43
( 4 ) . ر . ك : عبيد اللّه حسكانى ، شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 400 - 405 ، ح 422 - 427 .
( 5 ) . احمد ثعلبى ، الكشف و البيان ، ج 5 ، ص 303 ، 304
( 6 ) . احمد ابن مردويه ، مناقب ، ص 268 ، ح 415 ، 416