تخطي إلى المحتوى الرئيسي

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
فراموش كرد و در زمين به جبارى پرداخت و شهر بابل را بنيان نهاد « 1 » و بابل تا مدتى زمين نمرود خوانده مىشد . « 2 » در سال 1845 م در عراق ، در محلى به نام نمرود ( جنوب موصل ) شهر كالح كه بناى آن در عهد عتيق « 3 » به نمرود نسبت داده شده به وسيله لايارد كشف شد . « 4 » ولى اين احتمال وجود دارد كه به گفتهء ابو ريحان بيرونى نمرود مانند فرعون لقب سلسله پادشاهان آن ناحيه باشد ، ابو ريحان پادشاهى را كه با ابراهيم مناقشه كرد و در سال 23 حكومتش از نزد او مهاجرت كرد زاميس دانسته و پدر او نينوس را به عنوان پادشاهى كه ابراهيم در زمان او متولد شد معرفى مىكند . « 5 » بر اساس نظر كسانى كه تاريخ زندگى ابراهيم را در قرن 18 ق . م « 6 » ذكر كرده‌اند ، بايد پادشاه معاصر او را حمورابى فرمانرواى بزرگ بابل بدانيم ، چنان كه برخى نام امرافل را كه در عهد عيتق به عنوان پادشاه شنعار ( بابل ) و معاصر ابراهيم از او ياد شده « 7 » و منطبق با حمورابى مشهور دانسته‌اند . « 8 »

از بابل به حرّان

حضرت ابراهيم ( ع ) پس از مدتى اقامت در بابل ، اين شهر را به سوى حرّان ترك كرد . اخيرا در بابل لوحى مربوط به زمان قديم توسط باستان‌شناسان كشف شده كه در آن از شخصى به نام آباراما كه كرايه خود را پرداخته ، نام برده شده است و نشان مىدهد كه وقتى حضرت ابراهيم ( ع ) به سوى خدا مهاجرت كرد و اين شهر را ترك نمود ، از همه
هامش
( 1 ) . تورات ، سفر پيدايش ، 10 : 10 . ( 2 ) . تورات ، ميكاه ، 5 : 6 . ( 3 ) . تورات ، سفر پيدايش ، 10 : 11 . ( 4 ) .Keller , Werner , The Bible as history New York، 1976 ،p. 12 . ( 5 ) . ابو ريحان بيرونى ، آثار الباقية ، ص 102 . ( 6 ) .Roux , George , Ancient Iraq , London، 1966 .P. 73 . ( 7 ) . سفر پيدايش ، 14 : 1 . ( 8 ) . جيمز هاكس ، قاموس كتاب مقدس ، ص 103 .
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى) — صفحة 77 | عبد الكريم بى آزار شيرازى