دقيقتر سال 1996 ق . م را سال تولد آن حضرت دانستهاند . « 1 » و بنا بر قولى كه گفتهاند : ابراهيم در حدود سال 1900 ق . م وارد كنعان شد « 2 » و با توجه به اين كه آن حضرت در 75 سالگى حرّان را ترك گفت ، « 3 » بايد حوالى 1975 ق . م متولد شده باشد .
بر اساس تحقيقات البرايت و جلويك شهرهاى سدوم و عموره در حوالى سال 1898 ق . م ، ويران شد . « 4 » در حالى كه حضرت ابراهيم تقريبا 100 سال داشت بنابراين بايد ولادت آن حضرت در ميان سالهاى 2000 تا 1990 ق . م بوده باشد . « 5 » بر اساس روايات اسلامى ، نمرود بن كنعان ، امپراتورى كه بر قسمت بسيار وسيعى از زمين فرمانروايى مىكرد و مقرّش در بابل بود ، شبى در خواب ديد كه ستارهاى از افق آن كشور طلوع كرد و در پرتو آن ، نور آفتاب و ماه نابود گشت . با نگرانى از خواب برخاست و كاهنان و معبّران را احضار كرد و خوابى را كه ديده بود ، براى ايشان تعريف كرد . معبّران خواب نمرود را چنين تعبير كردند : در اين سال در سرزمين بابل فرزندى به دنيا خواهد آمد كه نابودى تو و اهل مملكت تو به دست او است .
نمرود دستور داد تا ميان زنان و مردان جدايى افكنند و بر هر زن حاملهاى مأمورى بگمارند تا اگر پسر بزايد ، بلافاصله او را بكشند .
ادنى « 6 » ، مادر ابراهيم ، چون علائم حمل او آشكار نبود ، كسى وى را تعقيب نكرد . . .
وقتى كه هنگام وضع حمل نزديك شد ، ادنى به بهانهاى از شهر بيرون رفت و رهسپار غار كوثا شد كه قبلا در كوهستان آن را شناسايى كرده بود ؛ و در آن غار ابراهيم زاده شد . مادر ، او را در لباس و پارچه پوشانيد و در همان غار گذاشت و در آن را با سنگ بست و به شهر نزد شوهر آمد و گفت كه از ترس گماشتگان نمرود به صحرا رفتم ؛ پسرى
هامش
( 1 ) . قاموس كتاب مقدس ، ص 4 .
( 2 ) .The Encyclopedia of Religion ; Fineyan،P. 72 .
( 3 ) . تورات ، سفر پيدايش ، 12 : 4 .
( 4 ) . عباس عقاد ، ابو الانبياء ، ص 73 .
( 5 ) . دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 1 ، ص 499 .
( 6 ) . نام مادر ابراهيم را عوشاء نيز گفتهاند ( دائرة المعارف الاسلامية ، ج 2 ، ص 35 ) .