پرش به محتوای اصلی

تفسير كابلى (فارسى) — صفحه 239

پدیدآورندگان:

ص۲۳۹

تفسير : در احاديث صحيحه منقول است كه حضرت پيغمبر ( ص ) در اينجا « ظلم » را « شرك » تفسير كرده ؛ چنان كه در سورهء لقمان است : « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » ؛ گويا تنوين ظلم به جهت تعظيم است . پس حاصل مضمون اين مىشود : صرف « 1 » كسانى مأمون و مهتدىاند كه در يقين آنها بالكلّ شائبهء شرك نباشد ؛ اگر با وجود يقين كردن به خدا شرك ترك نشود ؛ نه ايمان شرعى شمرده مىشود ، نه ذريعهء « 2 » امن و هدايت مىگردد ! كما قال اللّه « وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ » ( يوسف ، ركوع 12 ) . چون يك جا شدن ايمان و شرك در ظاهر مستبعد بود ، مترجم محقّق - قدّس سرّه - به غرض تسهيل و تفهيم ، ايمان را يقين ، و ظلم را نقصان ، ترجمه كرده كه عينا به لغت عرب مطابق است ؛ كما فى قوله تعالى « وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً » مراد از اين نقصان شرك گرفته مىشود ؛ چنان كه در احاديث تصريح شده ، و در نظم كلام لفظ « لبس » قرينهء آن است تفصيل آن را مترجم - رحمة اللّه عليه - در مقدّمه بيان كرده ؛ آنجا ديده شود . وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ( 83 ) و اين است حجّت ما ؛ داديمش ابراهيم را بر قوم او ؛ بلند مىكنيم مراتب كسى را كه مىخواهيم ؛ هر آئينه پروردگار تو باحكمت ، داناست . تفسير : يعنى ، دادن دلايل قاهره به ابراهيم ( ع ) و غلبهء وى بر قوم و سربلندىاش در اين جهان و آن جهان ، كار آن خداى عليم و حكيم است كه استعداد و قابليّت هركه را مىداند و به حكمت هرچه را مناسب موقع و مقام آن مىنهد .

پاورقی
( 1 ) . منحصرا ، ( 2 ) . واسطهء ، وسيلهء ،