الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ نه كافران را ؛ تفسير : در اينجا مراد از كفّار مشركان مىباشد ؛ چنان كه از عطف ظاهر است . وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 57 ) و بترسيد از خدا ، اگر هستيد شما مسلمان . تفسير : در آيات گذشته مسلمانان از موالات با كفّار منع شده بودند ؛ در اين آيت با يك عنوان خاصّ و مؤثّر آن ممانعت تأكيد و از موالات كفّار نفرت داده مىشود ؛ چون در نگاه مسلمانان از مذهب وى معظّم و محترمتر چيزى نيست ، به وى توضيح مىشود كه يهود و نصارى و مشركين بر مذهب شما طعن و استهزاء مىنمايند ، و شعائر اللّه ( اذان و غيره ) را بازيچه مىدانند ، و آنها كه خاموشاند نيز اين افعال شنيعه را ديده اظهار نفرت نمىكنند ، بلكه خوش مىشوند ! مسلمانى كه در دل وى به قدر يك ذرّه خشيت الهى ( ج ) و غيرت ايمانيست ، درحالىكه به اين رفتار پست و احمقانه مطلّع شود ، چگونه بر وى گوارا مىآيد كه با چنين قومى طريق موالات يا راه و رسم دوستانه پيدا كند ، يا به قدر يك دقيقه بر آن قيام ورزد ؟ ! اگر از كفر و عناد و عداوت آنها با اسلام هم صرف نظر شود ، همين تمسخر و استهزايشان بر دين قيّم ، علاوه بر ديگر اسباب ، خود يك سبب مستقلّ براى ترك موالات است . وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ ( 58 ) و آنگاه كه شما ندا مىكنيد براى نماز ، مىگيرند او را تمسخر و بازى ؛ اين بدان سبب است كه آنان قومى بىعقلاند . تفسير : هنگامى كه اذان مىگوييد ، در سينهء آنها آتش حسد مشتعل مىشود ، و استهزاء
تفسير كابلى (فارسى) — صفحه 113
پدیدآورندگان: محمود حسن ديوبندى
ص۱۱۳