إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ هر آئينه منافقان فريب مىكنند با خدا ، و ( سزاى ) فريب مىدهد خدا به ايشان ؛ تفسير : در دل كافرند و در ظاهر مسلمان ، تا از مضرّت و ايذاى جانبين محفوظ بمانند ، و از هردو طرف مستفيد گردند . خدا ( ج ) سزاى اين دغا و فريبشان را داد كه شرارت و خباثتهاى نهانىشان را به پيغمبر خويش ظاهر كرد ، و آنها را چنان ذليل گردانيد كه قابليّت اعتبار از ايشان بكلّى سلب گرديد ، و همه فريبهايشان بر مسلمانان منكشف شد ، و سزايى را كه در آخرت به آنها داده مىشود نيز ، ظاهر فرمود ؛ چنان كه در آيات آينده ذكر مىشود . خلاصه ، از فريب آنها چيزى ساخته نشد ؛ خدا خودشان را در فريبى افگند كه دنيا و آخرتشان به غارت رفت . وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا ( 142 ) و چون برخيزند به سوى نماز ، برخيزند گرانجانان ؛ مىنمايند به مردمان ، و ياد نمىكنند خدا را مگر اندكى . تفسير : نماز كه امرى بس ضرورى و عبادت خالص است ، و در اداى آن كوچكترين زيان مالى و جانى متصوّر نيست ، منافقان در آن نيز تنبلى مىكنند ، و آن را به غرض ريا و فريفتن مردم به كره « 1 » مىخوانند ، تا بر كفرشان كسى آگاه نشود ، و مسلمان شمرده شوند ؛ پس ، از اينگونه اشخاص چه توقّعى توان كرد ؟ و آنها را چگونه مسلمان توان گفت ؟ ! مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ تردّد مىكنند در ميان اين و آن ؛ نه جانب ايناناند ، و نه جانب آنان ؛
تفسير كابلى (فارسى) — صفحه 585
پدیدآورندگان: محمود حسن ديوبندى
ص۵۸۵
پاورقی
( 1 ) . از روى اكراه