اعجاز قرآن
بحث پيرامون اعجاز قرآن از مهمترين بحثهاى قرآنى است كه در واقع جوهر تمام علوم قرآنى را تشكيل مىدهد ، نزول تدريجى قرآن كريم در مدتى بيست سال و اندى خود مرحلهاى كافى است كه مبيّن عجز و تسليم شدن عرب در اوج فصاحت و بلاغتشان و همينطور تا امروز و تا قيام قيامت مىباشد .
چنانچه مىتوان گفت : هرگاه قرآن به تدريج و آيه پس از آيه و سوره پس از سوره نازل نمىشد اين تحدّى با اعراب و با تمام جهانيان تا امروز مفهومى نداشت . زيرا ، اگر قرآن كريم يكباره نازل مىشد ممكن بود بهانهاى مبنى بر زيادى آيات ارائه بدارند و در نتيجه اين گونه نمودار سازنده كه قدرت معارضه و تحدى با قرآن را دارند .
قرآن كريم نهتنها از نظر تاريخ بلكه از جهت اشتمال بر حقايق علمى نيز داراى اعجاز بوده و براى هميشه پايدار است .
اعجاز قرآن دو چيز را دربر دارد : يكى از آن ناتوانى بشر در مقام معارضه با آن ، و ديگرى استمرار اين معنى در قرون متمادى . بنابراين مىتوان قضاوت كرد ، كه بشر از آغاز نزول قرآن كه ابتدا در مكه از سورههاى كوچك آغاز و به تدريج در مدينه به سورههاى بزرگ انجاميد ( كه اين خود وسيلهاى است كه آنان را براى معارضه برانگيزد ) تا امروز و تا قيامت از معارضه با قرآن عاجز بوده و عاجز خواهند بود .
مراد ما از " اعجاز " در اينجا همانا " اظهار صدق پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ادعاى رسالت " است به گونهاى كه عرب در معارضه با اين قرآن اظهار عجز مىدارند و جاويدانى بودن اين معجزه ( قرآن كريم ) را در آن روزگار و همينطور در نسلهاى بعدى و تا فرجام جهان به اثبات مىرسد .
چنانچه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در برابر عرب با اين قرآن تحدّى نمود و آنان با اينكه دست وافرى در ادبيات عرب و فصاحت و بلاغت داشتند از معارضه با آن اظهار عجز نمودند و درست اين عجزشان در چندين مرحلهى دعوت به معارضه از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است .