چنان كه خواهيم گفت بادهاست « رسل » نيز به معنى فرستادهها است .
عرفا : عرف ( بر وزن قفل ) : پى در پى . گويند : « طار القطا عرفا » يعنى بعضى در پى بعضى پرواز كرد « جاء القوم عرفا » يعنى پى در پى آمدند ، على هذا آن در آيه وصف است .
عاصفات : عصف : شدّت .
رِيحٌ عاصِفٌ
باد تند و شديد ، منظور از عاصفات بادهايى است كه تند و به شدّت مىوزند . « عصف الريح عصفا :
اشتدّ » ناشرات : نشر : پراكنده شدن و پراكنده كردن . لازم و متعدى هر دو آمده است ، مراد از ناشرات ظاهرا بادهايى است كه پراكنده مىكنند يا پراكنده مىشوند .
فارقات : جدا كنندگان . راغب گويد : فرق قريب است به فلق ، ليكن فلق باعتبار شكافته شدن و فرق به اعتبار انفصال و جدايى گفته مىشود .
ملقيات : لقاء : روبرو شدن با شىء و مصادف شدن . القاء : انداختن . راغب گويد : القاء انداختن هر چيز است به محلى كه مىبينى ، سپس در عرف به هر انداختن اسم شده است ، ملقيات : القاء كنندگان منظور القاء معنوى است .
عذرا : عذر ( بر وزن قفل ) : اعتذار كردن . و قبول كردن عذر .
نذرا : نذر ( بر وزن قفل ) : انذار كردن .
طمست : طمس و طموس : كهنه شدن و محو شدن و نيز محو و هلاك كردن .
لازم و متعدى هر دو آمده است . راغب ازالهء اثر شىء گفته است