پيشگفتار
سپاس از آن خداى جهانيان و درود خدا بر محمّد و خاندان خجستهء او .
شايد برخى از كسانى كه آثار مرا خواندهاند و با شيوهاى كه آن را دنبال مىكنم و همچنين با مكتب فكرىاى كه به توفيق خداوندى بدان منتسب هستم آشنايى دارند ، بخواهند با پيشينههاى فكرى و عوامل انتساب نگارنده به اين مكتب پژوهشى آشنايى يابند ، شيوهاى كه بويژه در مجموعه آثار پژوهشىاى چون « نگرشى نو بر انديشهء اسلامى » « 1 » كه نگارنده در آغاز پژوهشهاى خود و در آغاز بهار بيستم عمر خود آن را نگاشته است ، اتّخاذ شده است . كتابى كه در زمان خود در زمينه پژوهش عقايد اسلامى ، شيوهاى جديد تلقّى مىشد . همچنين كتاب « منطق اسلامى » « 2 » كه حدود پانزده بار به چاپ رسيد و در پارهاى از حوزههاى علميّه تدريس مىشد و در پارهاى دانشگاهها كتابى مرجع به شمار مىآمد ، و نيز كتاب « عرفان اسلامى » كه آن هم اين موقعيّت را يافت كه در حوزهها و دانشگاهها جزء برنامههاى درسى قلمداد گردد .
و اينك مجموعه پژوهشهاى موسوم ب « التشريع الاسلامي » يا « مبانى تشريع
هامش
( 1 ) * اين كتاب با همين عنوان به فارسى بازگردانده شده است ، نام عربى كتاب « الفكر الاسلامى مواجهة حضارية » مىباشد .
( 2 ) * * اين كتاب به قلم زنده ياد استاد دكتر محمّدحسين روحانى به فارسى ترجمه شده است ، نام عربى كتاب « المنطق الإسلامى - اصوله ومناهجه » مىباشد .