أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أَتَاهُم مِن نَّذِيرٍ مِن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ « 1 » .
« ولى آنان مىگويند : ( محمّد ) آن را به دروغ به خدا بسته است ، امّا اين سخن حقّى است از سوى پروردگارت تا گروهى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذار كنندهاى براى آنان نيامده است ، شايد هدايت شوند . »
چهار - خدا همان حق است :
خدا همان حق است ، زيرا او حىّ و قيّوم و سلطان چيره است ، چه او بر عرش قرار گرفته و امور را آن گونه كه مىخواهد تدبير مىكند و چونان خداوارههايى كه در برابر او خوانده مىشوند باطل نيست .
پس حق در اينجا نامى از نامهاى خداى متعال است كه همچون ديگر نامهاى نيكوى خداوندى ما را به سوى نفى ناتوانى از وجود كبريايىاش هدايت مىكند ، چنان كه مرزبندى خدا را نيز نفى مىكند و ما نبايد به هيچ روى خداى خود را از خلال نامهاى او تصوّر كنيم ، بلكه تنها بايد آثار اين نامها را در نفس خود و آفاقِ پيرامون خود بشناسيم .
1 - از همين جاست كه كلمهء « حق » هنگام بيان قدرت الهى در زنده كردن مردگان آمده است ، چنان كه مىتواند هر كارى را انجام دهد . خداوند مىفرمايد :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 2 » .
« و اينها دليل بر آن است كه خدا حق است ، مردگان را زنده مىسازد و بر هر كارى تواناست . »
2 - هنگام بيان آينكه خداوارههايى كه در برابر خدا خوانده مىشوند باطل هستند زيرا نه سودى مىرسانند و نه زيانى ، خداوند چنين مىفرمايد :
ذلكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ . . . « 3 » .
هامش
( 1 ) - سورهء سجده ، آيهء 3 .
( 2 ) - سورهء حجّ ، آيهء 6 .
( 3 ) - سورهء حجّ ، آيهء 62 .