كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
نحل / 112 عكس قضيه را مىرسانند يعنى كفر و اعمال ناشايست نعمت را به نقمت مبدل مىكند .
جملهء :
وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ
بدان معنى است كه شما گناهكاريد ، از اين دعوت استفاده كنيد و در همان حال مجرميت از دعوت من برنگرديد . الميزان گويد :
از آيه به نظر مىآيد كه آن قوم مبتلا به قحطى بودهاند كه
يُرْسِلِ السَّماءَ
آمده است .
53 -
قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
.
جواب آنها است در مقابل دعوت هود . در رد نبوت او گفتهاند دليلى بر نبوت خود ندارى على هذا نبوت تو را قبول نداريم و با قول خالى از دليل ، نمىتوانيم از خدايان خود دست برداريم هود عليه السّلام لا بد معجزهاى داشته است ولى آنها به معجزه او اعتنايى نكرده و آن را هيچ حساب نمودهاند ، آن گاه در رابطه با تشديد انكار گفتهاند : اختلال حواس پيدا كردهاى :
54 -
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
.
يعنى دربارهء دعوت تو فقط اين را مىگوئيم كه بعضى از خدايان ما به علت اينكه به آنها توهين ميكنى ، به تو غضب كرده آسيب رساندهاند و عقلت را مختل كردهاند آرى نادانان در مقابل راهنمايان توحيد چنين گفتهاند . تا اينكه سخن مشركان تمام شد ، هود فرمود : خدا مىداند شما نيز بدانيد كه من از اين بتان كه شريك خدا مىدانيد بيزارم اين ظاهرا بدان علّت بود كه آشكارا از خدايان بيزارى كند و آنها به بينند كه خدايانشان چيزى نمىتوانند كرد به عبارت ديگر : اين سخن جواب آن بود كه گفتند : خدايان ما به تو آسيب رسانده است