تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
آن حضرت از بشارت تعجب مىكند زيرا كه پير شده و قوايش تحليل رفته بود ، يعنى آيا مژده مىدهيد به من در حالى كه پيرى به من رسيده لذا با تفريع مىگويد پس بچه چيز بشارتم مىدهيد ( و ناشدنى است ) در سورهء هود از زبان زن ابراهيم آمده :
يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً
؟ آن حضرت در قدرت خدا شك نداشت بلكه سخن او بر ظاهر حال و استبعاد مبتنى بود . 55 و 56 -
قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
باء در « بالحق » به معناى مصاحبت است يعنى اين مژده توأم با حق و واقعيت است ، از مأيوسان مباش ، جواب آن حضرت به صورت استفهام انكارى حكايت دارد كه از مأيوس شدگان نيست ، معلوم مىشود نظر ابراهيم استبعاد بود ، ملائكه آن را قنوط پنداشته‌اند ، يعنى از رحمت خدا فقط گمراهان مأيوس مىشوند ، من از گمراهان نيستم ، لفظ « من » به علّت استفهام انكارى بودن در جاى « ماءنا فيه » قرار دارد . 57 و 58 -
قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ؟ قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ
چون ابراهيم عليه السّلام آنها را شناخت از مأموريتشان پرسيد ، آنها گفتند به سوى قوم گناهكارى فرستاده شده‌ايم ، لفظ « مجرمين » نشان مىدهد كه علّت هلاك همان جرم و گناه بوده است . 59 و 60 -
إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ . إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ
استثناء اول ظاهرا منقطع به معناى « لكن » است ، چون آل لوط جزء مجرمين نبودند اما استثناء دوم متصل است وزن آن حضرت جزء آل لوط بود منظور