تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
طرف مادر با آنها نيستيم لذا به دزدى دست نزده‌ايم ، اين جمله حكايت دارد كه مسئله حسد و اتّهام و اعمال غرض در ميان آنها خارج از حد بوده است كه اين از نمونه‌هاى آن مىباشد . ولى يوسف اين كلمه را در ضمير خود پنهان داشت و به روى آنها نياورد ، احتمال قوى آنست كه :
قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً . .
كلامى در ضمير يوسف باشد نه اينكه اين جمله را به آنها گفته است يعنى شما در زندگى موقعيت بدى داريد كه برادر خود را به چاه انداختيد و به او و برادرش حسد مىورزيد و تهمت دزدى مىزنيد خدا به آنچه مىگوئيد داناتر است و نيز معلوم مىشود كه در گذشته نسبت دزدى هم به يوسف داده بودند كه در اينجا به زبان آورده‌اند . 78 -
قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
. اين آخرين تلاش آنها درباره آزاد ساختن بنيامين است ، منظور از « كبير » ظاهرا محترم است يعنى او پدرى دارد پير و محترم . و نيز معلوم مىشود كه تصديق كرده‌اند عزيز در گرفتن برادرشان محق است و خواسته‌اند عواطف او را تحريك كنند . 79 -
قالَ مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ
. اين استدلال يوسف است در مقابل درخواست آنها كه اگر يكى از شما را بگيرم بى گناه را به جاى گناهكار گرفته‌ام و اين ظلم است و از ظلم به خدا پناه مىبرم . 80 -
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 162 | على اكبر قرشى بنابى