به دنبال آيهء فوق كه نفع رساندن و ضرر زدن را از اصنام نفى كرد ، در اين آيه ضرر زدن و نفع رساندن را مخصوص خدا كرده ، بعلاوهء آنكه اگر خدا هر يك از آنها را در حق كسى كه بخواهد ، كسى قدرت جلوگيرى ندارد ، به قرينهء
وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
لفظ « به » راجع به « خير » است ، و شايد راجع به هر دو از خير و شر باشد ، با همهء اينها خدا آمرزنده و مهربان نيز هست پس پرستش خاص اوست .
108 -
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
.
بعد از نهى از شرك ، دستور آمده كه به همه آمدن قرآن را اعلام كند و نيز روشن كند كه مردم در پذيرفتن و نپذيرفتن مختار هستند هدايت و ضلالت به خودشان راجع است پيامبر وكيل و كارساز آنها نيست بايد خودشان يكى از دو راه را انتخاب كنند .
109 -
وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ اصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
.
فرمان است به اينكه از وحى پيروى كند و در برابر مصائب استقامت نمايد و به داورى خدا در زمينهء نجات او و هلاك دشمنانش اميدوار باشد ، در شب بيست ششم رجب المرجب ساعت دوازده شب ، سال هزار و چهارصد و يك هجرى قمرى مطابق 10 / 3 1360 شمسى تفسير سورهء يونس به پايان رسيد و الحمد للَّه و هو خير ختام .
* * *