لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ
مسئلهء قضاوت و حكم در زمان غيبت اختصاص دارد به مجتهد جامع الشرائط چه در باب ترافع و چه در باب حدود و چه در باب موضوعات مثل رؤيت هلال و نحوه بنص فرمايش حضرت باقر ( ع )
« انظروا الى رجل منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فاجعلوه حكما الى قوله ( ع ) الراد عليه كالرّاد علينا و الراد علينا كالرّاد على اللَّه و الرّاد على اللَّه فى حد الشّرك باللّه » .
إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
در اثبات اين دو صفت كه از صفات ذاتيهء حضرت حق است دو مسلك گفتند بعد از آنكه مراد آلة بصر و سمع نيست يك مسلك آنكه از شئون علم است يعنى عالم بمسموعات و مبصرات است چنانچه مكرّر بيان شده مسلك دويم از شئون حيات است چون عمى و صم آفة و نقص حيات است و آفة و نقص در ذات اقدس او نيست .
اقول : علم و حيات هم صفة زائده بر ذات نيست چون صرف الوجود است غير محدود ازلا و ابدا و علم و حيات از مراتب وجود است
« و كمال توحيده نفى الصفات عنه »
از امير المؤمنين است .
[ سوره غافر ( 40 ) : آيه 21 ]
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ ( 21 )
آيا اين كفّار و مشركين سير علمى و تاريخى نميكنند در احوال گذشتگان پس ببينند چه گونه بوده عاقبت كسانى كه قبل از آنها بودند كه بودند آنها شديدترين از اينها از حيث قوه و قدرت و آثار آنها بيشتر و بالاتر بودند در روى زمين پس چگونه خداوند آنها را گرفت بگناهان آنها و نبود از براى آنها از خدا كسى كه آنها را حفظ كند از عذاب الهى .
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
مراد سير مكانى نيست بلكه سير فكرى و تدبيرى .
فَيَنْظُرُوا
به نظر علمى و تاريخ و اخبارى كه از آباء و اجداد دست بدست به آنها رسيده .