در امر قتل موسى .
لَمَّا خِفْتُكُمْ
براى وجوب حفظ نفس از ميانه شما بيرون رفتم و پس از مدتى كه در مدين در خدمت شعيب بودم و مورد عنايت پروردگار شدم .
فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً
علم به حكم و مصالح و احكام دين و طريقه سعادت و رستگارى كه از شئون مقام نبوت است و گفتيم مقام نبوت غير از مقام رسالت است نبوت از ماده نبأ است لذا جمعش انبياء مىشود بمعنى خبر است يعنى افاضه علم مىشود بطرق سعادت و شقاوت و - عبادت و معصيت و حلال و حرام نفع و ضرر خير و شر ، حسن و قبح و قبلا مقام نبوت افاضه مىشود سپس مقام رسالت كه مأمور بدعوت و ابلاغ مىشود لذا حضرت رسول فرمود :
« كنت نبيا و الادم بين الماء و الطين »
و رسالت او بعد از چهل سال از زمان ولادتش گذشته مبعوث برسالت شد لذا حضرت موسى بعد از مقام نبوت و حكم فرمود :
وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ
مقام رسالت و تبليغ افاضه شد .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 22 ]
وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ ( 22 )
و اين چه نعمتيست كه منت ميگذارى بر من با اينكه بنى اسرائيل را بعبوديت و بندهگى خود تلقى كردهاى .
هيچگونه نعمتى از تو به من نرسيده و هيچگونه منتى بر من ندارى زيرا موقعى كه من را التقاط كردى ارادهء قتل من را كردى آسيه زنت مانع شد و گفت
لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً
و من از شيرهاى خبيث شما نخوردم تا از شير مادر خود استفاده كردم و در دامن او بزرگ شدم و پس از قتل قبطى باز در صدد قتل من برآمديد و من فرار كردم .
وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ
من بر تو حق دارم و منت ميگذارم بايد كمال امتنان را داشته باشى كه آمدم تو را نجات دهم از عذاب الهى و سعادتمند كنم و هدايت كنم بدين حق و اينكه دست از ظلم بردارى و بنى اسرائيل را نجات دهى و رها كنى تا چه اندازه ظلم بر اينها روا دارى ؟ .
أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ
اينها چه گناهى كردند چه اذيتى به تو وارد كردند كه