تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيه 41 ]

وَ إِذا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلاَّ هُزُواً أَ هذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولاً ( 41 ) و زمانى كه مىبينند فورا نمىگيرند تو را مگر به استهزاء و سخريه و ميگويند آيا اينست كه خدا او را مبعوث برسالت كرده . كفار و مشركين بلكه بسيار از اهل دنيا بزرگى و عظمت و عزت را در مال و منال و رياست و مكنت و ثروت ميدانند امروز هم در نظر جامعه همين است ولى در نظر اهل حق و حقيقت بزرگى و شرافت را در علم و كمالات نفسانيه و صفات حميده ميدانند ولى اهل باطل اينها را استهزاء و سخريه مىكنند و متلك گويى و جسارت و اهانت مينمايند . (
وَ إِذا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً
) استهزاء مىكردند و سخريه و بدگويى گاهى او را مجنون مىگفتند بسا او را ساحر مىشمردند بسا كذاب و مفترى مى پنداشتند . گاهى او را جن‌زده ميشمردند تقليد او را در مىآوردند نواى او را ميآوردند او را جاهل مىگفتند و ساير مزخرفات و ميگفتند آيا آدم قحطى بود . (
أَ هذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا
) كه معروف به يتيم ابو طالب بود در رحم مادرش آمنه پدرش از دنيا رفت پس از ولادتش مادرش آمنه از دنيا رفت جدش عبد المطلب او را كفايت ميكرد او هم رفت ابى طالب عمش او را تحمل ميكرد نه مالى نه ثروتى نه اسمى نه عنوانى داشت گاهى ميگفتند (
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
) زخرف آيهء 30 و لكن اهل حقيقت نظر به معنويات او داشتند علمش ، اخلاقش ، كمالات نفيسه‌اش كه داراى علم ما كان و ما يكون بود و خبر از گذشته و آينده و از نيات قلبيه ميداد كه يك قسمت از معجزات او بود بدون اينكه معلمى داشته باشد اخلاقش كه در حق او فرمود (
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
) قلم آيهء 4 و نيز ميفرمايد : (
وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ
) آل عمران آيهء 153 و