اينها اگر پسران و دوستان خدا نيستند پس نسبت آنها با خدا چيست ، جواب ميفرمايد كه تمام اولاد آدم بشر هستند و نسبت آنها با خدا همان نسبت است كه آسمانها و زمين و حيوانات و نباتات و جمادات و جن و ملك و عالم عقول و مجردات با خدا دارند همه مخلوقات او و مصنوعات او هستند و البته در بين افراد بشر بر طبق جميع اديان عالم خوب و بد ، مطيع و عاصى ، مؤمن و كافر ، عادل و فاسق بسيار است بلكه اكثريت با كفار و فساق و اهل معصيت است .
يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ
اگر مؤمن و مطيع و عادل باشد
وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ
اگر كافر و منافق و فاسق و عاصى باشد ، و اين موضوع را تمام اديان عالم معترف هستند فقط طبيعى كه منكر مبدء و معاد است انكار مىكند .
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما
اين هم جواب سؤال مقدر است كه كسى بگويد اگر چه همه مخلوق او هستند و ميان آنها خوب و بد ، مطيع و عاصى بسيار است لكن ما كسانى را داريم كه دفع عذاب از ما ميكنند مثل بتهاى مشركين و انبياء هر امّتى نسبت بامّة خود ، جواب اينكه در مقابل خدا احدى نيست كه بتواند عرض اندام كند تمام مملوك و مقهور حق هستند
وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
و بازگشت همه بسوى او است .
( اشكال )
پس بناء على هذا مسئله شفاعت كه شما مسلمين مىگوييد هم اصلى ندارد .
( جواب )
در باب شفاعت تا قابليت شفاعت نداشته باشد كه ايمان است و تا اذن و اجازه حق نرسد و تا بنده مرضى حق نباشد شفاعت نميشود چنانچه مفاد آيات شريفه است و قبلا متذكر شدهايم .