Skip to main content

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — Page 123

Contributors:

P.123
ابو جهل گفت تو آدم ترسويى هستى ترسيدى كه كشته شوى عتبه گفت حال كه چنين گفتى نيز بر تو معلوم ميكنم كه كيست جبان و ترسو و سوار شد و با برادرش شيبه و پسرش وليد آمدند مقابل لشكر اسلام و مبارزه طلبيدند حضرت رسول سه نفر از انصار را روانه كردند مقابل آنها ، آنها فرياد زدند كه ما با هم كفو خود از قريش جنگ ميكنيم ، حضرت پسر عموى خود عبيد بن حرث را فرمود برو مقابل عتبه و عموى خود حمزه را روانه كرد مقابل شيبه و على عليه السّلام را مقابل وليد . عبيد بن حرث ضربتى بر عتبه زد سر او شكافت و عتبه ضربتى بر عبيد زد پاى او را قطع كرد و هر دو روى زمين افتادند و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود عبيد اول شهيد در راه دين است از اهل بيت من ، و امّا حمزه و شيبه با هم آن قدر شمشير ردّ و بدل كردند كه هر دو شمشير شكست و دست بگريبان يكديگر شدند ، و امّا على عليه السّلام ضربتى بر وليد زد دست او را از كتف قطع نمود از دست ديگر دست قطع شده را بر فرق على زد گويا آسمان بر سر على وارد شد على او را بدرك و اصل نمود ، و على عليه السّلام چون ديد عمّش حمزه با شيبه دست و بغل شدند به يارى عمّش آمد فرمود عمو سر خود را فرو بر و ضربتى بر شيبه زد او را دو قسمت كرد . و چون مشركين هر سه نفر از شجاعان خود را مقتول ديدند يك مرتبه حمله بلشگر اسلام كردند خداوند هزار ملك به يارى مسلمين فرستاد گردن و دست مقطوع ميشد و قاتل ديده نميشد تا فتح و ظفر نصيب مسلمين شد چنانچه ميفرمايد
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
سوره انفال آيه 9 و 10 ، و از اين بيان شرح مفاد تمام آيه واضح گرديد .