اول - خوف از خدا كه بعد از معرفت بعظمت و كبريايى او حاصل مىشود و آيات و اخبار در مدح آن بسيار است ، در قرآن كريم ميفرمايد :
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« 1 » و نيز فرمايد :
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ
« 2 » و نيز فرمايد :
فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
« 3 » و ميفرمايد :
سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى
« 4 » و غير اينها از آيات ديگر .
و از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرموده : «
رأس الحكمة مخافة اللَّه » « 5 »
و نيز روايت شده كه فرمود : «
اتمّكم عقلا اشدّكم للَّه خوفا » « 6 »
و از حضرت سجاد عليه السّلام روايت شده كه فرمود : «
عجبا لمن عرفك كيف لا يخافك » « 7 »
و از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : «
من عرف اللَّه خاف اللَّه » « 8 »
و غير اينها از اخبار ديگر .
دوم - خوف از معصيت و مضرّات آن . سوم - خوف از سوء عاقبت ، و اين دو قسمت را در مجلّد سوم كلم الطيب مفصلا بيان نمودهايم « 9 » .
و اشكالى كه متوجه آيه شده به اينكه اگر مراد از نفى خوف در آيه شريفه خوف از امور دنيوى است كه اهل ايمان در دنيا بيشتر گرفتار ابتلائات هستند و اگر مراد خوف دينى ممدوح است كه منافات با آيات و اخبار مذكوره دارد جواب اين است كه مراد مطلق خوف است اما در دنيا چون مؤمن و پيرو هدايت حق ، معرفت دارد بلياتى كه از جانب حق است موافق حكمت و مصلحت و موجب ارتقاء رتبه و درجه اوست بقضاء الهى راضى و نسبت باوامر او تسليم بوده
هامش
( 1 ) - سورة النازعات آيه 40
( 2 ) - سورة الرحمن آيه 46
( 3 ) - آل عمران آيه 169
( 4 ) - سورة الاعلى آيه 19
( 5 و 6 و 7 و 8 ) - جامع السعادات
( 9 ) - از صفحه 196 تا 204