و مراد از ما انزل اللَّه در اين آيه قرآن و شريعت مقدس حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىباشد و كلمه بغيا مفعول له است و علت اين معامله و داعى بر اين مبادله را بيان مىكند كه بغى و تعدى و تجاوز و حسد باشد بر اينكه پيغمبر اسلام از عرب و اولاد اسمعيل بود و از بنى اسرائيل نبوده و جمله
أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
در بيان جواب از آنهاست كه مقام نبوت موهبتى است الهى ، و خداوند بهر كس كه بخواهد عنايت ميفرمايد ، و البته تا آن كس داراى شرايط نبوت ، كه عبارت از عصمت و افضليت و اكمليت و پاكى حسب و نسب ، و داشتن معجزه و بر كنار بودن از موانع نبوت نباشد مورد اين تفضل الهى قرار نخواهد گرفت و پيداست كه از تحقق و وجود اين شرايط در كسى ، جز خدا آگاه نيست و لذا او ميداند كه اين منصب را بچه كسى عطاء فرمايد
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
« 1 » و اين موضوع را در كلم الطيب در باب نبوت عامه مستدلا متذكر شدهايم « 2 »
فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ
باء بمعنى رجع و ممكن است مراد از غضب بر روى غضب اين باشد كه يهود از زمان حضرت موسى « ع » تا بعثت پيغمبر اسلام دائما اسباب غضب الهى را فراهم مىآوردند چنانچه در آيات گذشته بسيارى از موارد آن را متذكر شديم مانند تقاضاى جعل إله ، تقاضاى رؤيت ، عبادت عجل قضاياى تيه و نرفتن بجنگ عمالقه ، قضيه بقره ، و بعدا هم كفر بمسيح و نسبت دادن زنا بمريم طاهره و اراده قتل مسيح و غير اينها از كفريات و معاصى و بت پرستيها كه در ادوار متماديه از آنها ظاهر شده و كتب خودشان مشحون است ، و كفر به پيغمبر اسلام و محاربه با او باعث غضب الهى شده كه بر روى
هامش
( 1 ) - سورة الانعام آيه 124
( 2 ) - مجلد اول صفحه 194 - 257