و فهم را بمنزله گوش آن شمرده ، زيرا غير فهيم گويا كر است و مطالب علمى را درك نميكند ، و صدق را زبان آن قرار داده ، چون از دانش شخص دروغگو نميتوان استفاده نمود و بسخنان و مطالب او اعتمادى نخواهد بود ، و تفحّص و تتبّع آثار علمى را بمنزله حافظه آن و وسيله نگاهدارى علم شمرده ، و نيّت پاك را بمنزله قلب و روح علم دانسته و علم بدون قصد پاك را جسدى بىروح شمرده ، و معرفت امورى كه شناسايى آنها براى عالم لازم است بمنزله عقل آن قرار داده زيرا همين طور كه عقل در انسان مميّز خوب از بد و صلاح از فساد است ، معارف الهى موجب به كار بردن علم در طريق صلاح و سعادت شخص و اجتماع است و بالجمله ساير فقرات حديث نيز هر يك از مواردى را كه براى علم لازم است باعضاء و قواى داخلى و خارجى آدمى به جهت مناسبتى كه بين آنهاست تشبيه فرموده كه باندك تامّلى معلوم ميگردد و همين طور كه براى علم آثار و فضائل بسيار ذكر شده براى جهل نيز مفاسد و زيانهايى ذكر گرديده و آن را از بزرگترين صفات خبيثه شمردهاند بلكه جهل را منشأ جميع صفات نكوهيده و اعمال سيئه دانستهاند و در كافى كتاب عقل و جهل حديث مفصّلى از حضرت صادق عليه السّلام در خلقت عقل و جنود آن ، و خلقت جهل و جنود آن ذكر فرموده كه بسيار دقيق و محتاج بشرح مبسوطى مىباشد كه در مقام انسب از اينجا اگر موفق شوم بيان خواهم نمود انشاء اللَّه تعالى
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص٣٩٥