مريم وحى فرمود كه بايد زبان تو در پنهان و آشكارا يكى باشد و همچنين دل تو ، من ترا از خودت ميترسانم و كافى هستى خودت از حيث آگاهى بضميرت ، شايسته نيست دو زبان در يك دهان و دو شمشير در يك غلاف ) و غير اينها از اخبار ديگر .
و تقيّه از موارد دورويى خارج مىشود ، و تقيّه در جائيست كه انسان گرفتار ظالم و صاحب شر و يا مخالف مذهبى شود كه اظهار عقيدهاش بيم بر جان يا مال يا عرض او داشته باشد كه در اينجا لازم است از اظهار عقيدهاش خوددارى كند و ظاهرا با او موافقت نمايد با اينكه در باطن مخالف او است و اين روش ائمه طاهرين در مقابل خلفاء جور و اتباع آنها بوده و اخبار در مدح آن و مذمّت ترك آن بسيار است :
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه در تفسير آيه شريفه
لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ
فرمود
« الحسنة التقيّة و السيّئة الاذاعة » « 1 »
( مراد از نيكى در اين آيه تقيّه و مراد از بدى فاش نمودن است ) و نيز در تفسير آيه شريفه
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
فرمود
« الّتى هى احسن التقيّة فاذا الّذى بينك و بينه عداوة كانّه ولىّ حميم « 2 »
( آن چيز نيكوترى كه امر شده بدى را به آن دفع كن ، تقيّه است ، پس در اينهنگام آن كسى كه بين تو و او دشمنى است گويا دوست نزديكى مىشود ) .
و نيز در تفسير آيه شريفه
وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
فرمود
« الحسنة التقيّة و السيّئة الاذاعة » « 3 » .
و در خبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام است كه فرمود
« تسعة اعشار الدين التقيّة و لا دين لمن لا تقيّة له » « 4 »
( نه دهم دين تقيّه است ، و كسى كه تقيّه ندارد دين ندارد ) و در خبر ديگر فرمود
« التقيّة من دين اللَّه قال الراوى من دين اللَّه قال اى و اللَّه من دين اللَّه » « 5 »
( تقيّه از دين خداست ، راوى گويا از روى استبعاد ميگويد از
هامش
( 1 - 2 - 3 - 4 - 5 ) - فى باب التقية فى اغلب كتب الاخبار مثل البحار و كتب الفقه