نجات نيستند و ناجى آن است كه پاىبند هيچيك نباشد و اجتهاد مطلق كند . و شايد بتوان گفت : مردى بدين صفت كه او مىگويد ، در اهل سنّت بسيار نادر است و هركه را ديديم و شنيديم و در كتابها خوانديم پيرو خاصّ مذهبى معيّن بوده است . « 1 »
إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي
. « 2 »
مؤلف : در او ( نسك ) سه قول گفتند : سعيد جبير و مجاهد و قتاده و سدّى و ضحّاك گفتند : مراد ذبيحه است كه براى حجّ و عمره كشتى . و حسن بصرى گفت : مراد دين است . زجّاج و جبّائى گفتند : هر عبادتى . و قول اوّل از روى لغت قريبتر است و بر توسّع بر دگر عبادات استعمال كنند .
علّامه شعرانى : در زمان ما گروهى بدين آيه متمسّك شده و ذبح حيوان را بهعنوان نذر يكى از اوليا حرام مىدانند ، چنانكه براى امامزادگان نذر مىكنند . و تصوّر وجه سخن و استدلال آنان براى من واضح نيست ؛ زيرا كه اگر ذبيحه با شرايط شرعى بكشند و روى به قبله بسم اللّه بگويند ، علّتى براى حرمت آن تعقّل نمىشود ، هرچند نذر كند آن را در مكان معيّن ذبح كند براى اطعام گروهى خاصّ بهطورى كه عمل وى در آن مكان براى اطعام آن گروه رجحان داشته باشد . و همچنانكه عقيقه براى مولود نيست ، كشتن گوسفند براى اطعام مجاورين يا زائرين امامزاده نيز عبادت امامزاده محسوب نمىشود . « 3 »
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
. « 4 »
مؤلف : اصل وزر ثقل باشد و از آنجا سلاح را اوزار الحرب گويند .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 105 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 162 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 108 .
( 4 ) . انعام ( 6 ) آيهء 164 .