وصف اندكى تخصيص در او پيدا مىشود ، و از اين جهت « غير » كه نكره است ، صفت براى « الّذين » مىآوردند . « 1 »
مؤلف : و فقها خلاف كردند در گفتن « آمين » در آخر الحمد : به نزديك اهل البيت عليه السّلام نشايد و از قواطع نماز بود ؛ سواء اگر جهر كند و اگر اخفات ، اگر امام باشد و اگر مأموم . و مذهب شافعى آن است كه امام را مستحبّ است كه چون الحمد بخواند ، آمين بگويد ، چون به جهر خواند ، كه بلند نبايد گفتن .
علّامه شعرانى : عبارت تصحيف شده است از ناسخان و شايد صحيح چنين باشد :
« آمين بگويد به سرّ كه بلند نبايد گفتن » . در خلاف « 2 » گويد : شافعى و اصحاب او گويند :
امام را مستحبّ است چون از قرائت حمد فارغ شود ، آمين بگويد به اخفات . « 3 »
مؤلف : و اين مذهب احمد حنبل و داود و اسحاق است و ابو حنيفه و سفيان ثورى .
علّامه شعرانى : اين دو هم گويند امام به اخفات آمين گويد ، پس عطف بر داود و اسحاق است ، الّا آنكه در خلاف « 4 » تصريح به استحباب نكرده . « 5 »
مؤلف : دليل بر مذهب صحيح ، اجماع اهل البيت است و طريقه احتياط ؛ چه امّت از دو قايلند : يكى گفت نماز ببرد و يكى گفت اگر گويند ، روا باشد و اگر نگويند ، روا باشد . احتياط در آن باشد كه ترك كنند ؛ چه آنكس كه گويد : بايد گفتن ، گويد كه : بىآن نمازش درست بود و آنكس كه گفت : نبايد گفتن ، نمازش بريده شود . پس احتياط با اين باشد .
و طريقتى اعتبارى اين است كه در نماز فاتحه كه خواند يا بر وجه قرائت خواند يا بر وجه دعا خواند ، و اگر بر وجه دعا خواند به اتفّاق نمازش درست نبود و اگر بر وجه قرائت خواند شرع و عرف مانع است از آنكه عقب قرائت آمين گويند ، چنانكه عقب
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 54 .
( 2 ) . خلاف ، ج 1 ، ص 332 ، مسألهء 84 .
( 3 ) . همان ، ص 55 .
( 4 ) . خلاف ، ج 1 ، ص 332 ، مسئلهء 84 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 56 .