سست مىكند و موجب رعشه و تشنّج است . و بسيار باشد كه مست در آن حال سكته كند ؛ چون بخار شراب در دماغ بسيار مىشود به آن اندازه كه بطون آن را پر مىسازد و مجراى روح را مىبندد . و موجب سكتهء قلبى نيز مىشود ؛ براى آنكه به سرعت در قلب نفوذ مىكند به آن اندازه كه قلب توانايى دفع آن ندارد و روح را در قلب خفه مىكند و فجأه مىآورد . و مخصوصا اگر خالص و غيرممزوج بنوشند ، خون را مىسوزاند و مزاج دماغ را فاسد مىكند و كبد را تباه مىسازد و ذوسنطاربا مىآورد .
و باز همو گويد : منافعى كه در شراب هست ، ممكن است به ديگر معاجين و مركّبات حاصل شود . و نيز گويد : چون مسكر زود در مسام بدن نفوذ مىكند ، فضولات و غذاى نضج نيافته را در عروق داخل مىكند و موجب سده و امراض مختلف مىگردد . در كتب طبّ فرنگ هم مضرّات الكل را بسيار نوشتهاند و چون متداول و معروف است ، حاجت به ذكر آن نيست . « 1 »
بايد دانست كه ابو حنيفه نوشيدن نبيذ را تجويز كرد به شرط آنكه سكر نياورد و لازم فتواى او چنان شد در عمل كه از سكر هم پرهيز نكردند . « 2 »
وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا
. « 3 »
مؤلف : المفعول الثاني محذوف ، تقديره : و لا تنكحوا المشركين الأزواج حتّى يؤمنوا .
علّامه شعرانى : خاطب الرجال في فعل النساء ، قالوا : و هذا يدلّ على ولايتهم على النساء في النكاح ، فيجوزون لهنّ كلّ عقد و معاملة إلّا النكاح حتّى لو لم يكن لها قريب انكحها الوالي . ورد عليهم في أحاديثنا و لكن للأب الولاية على البكر و عليه استيمار
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 193 و 196 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 221 .