در اين مقدمات ، وقتى سخن از تفسير كلام خداست لغت را ارجاع به لغويون ، معانى بيان را ارجاع به علماى ادب و خلاصه ارجاع هر بحث به عالم مخصوص آن كردهاند « 1 » اما هيچگاه تذكر ندادهاند كه آنكه جامع اين علوم بلكه علوم افضل از اينها است بهعنوان مفسر واقعى قرآن بايد معرفى شود ، همان شخصى كه حامل شهر علم نبوى است .
در آنچه تشخيص دادهاند كه قرآن - اگرچه همهء آن به لسان عرب است امّا - احتياج به تفسير دارد خطا نرفتهاند امّا آنجا كه به مفسرين واقعى كه قرآن در خانه دل آنها جا گرفته و لذا آنها منبع علم و حكمتند بايد رجوع شود ولى آنها خود را بىنياز ديدند - و شايد گمانشان اين بوده كه با تمسك به ديگران زودتر به مقصد مىرسند - خطا كردند چرا كه از سخن رسول خدا در تمسك به اين ثقل تبعيّت ننموده و يا پنداشتند كه خدا در امر خويش - امر به اطاعت از اولو الامر و واگذارى علوم مورد نياز مردم به ائمهء اطهار عليهم السلام - اشتباه نموده است ! !
اتظنون ان ذلك يوجد فى غير آل الرسول محمد صلى الله عليه و آله ، كذبتهم و الله انفسهم و منّتهم سنت الأباطيل « 2 »
به همين جهت تصميم بر آن شد كه بهعنوان مقدمهء اين تفسير ، « ضرورت تفسير كلام الهى ، به لسان حاملان وحى » تقديم گردد .
توفيق كليهء كسانى كه ناشر علوم قرآن و خادم آل رسول اللّهاند خصوصا آنها كه ما را در احياء اين اثر كمك كردهاند از خداوند متعال خواستاريم و براى ايشان آرزوى عمل به محتواى اين دو ثقل وزين و جدا نشدنى را داريم . اميد است خداوند متعال ، امر احياگر كتابش را تعجيل فرمايد و ما را از هردو ثقل ، تا قيام قيامت ، جدا نگرداند .
آمين يا رب العالمين
هامش
( 1 ) - براى نمونه مراجعه شود به مقدمهء تفسير روح المعانى آلوسى ( متوفى 127 هجرى قمرى ) كه در فصل مربوط به علومى كه جهت تفسير لازم است و پرهيز از تفسير به رأى ، اشارهاى دارد به لزوم مراجعهء به اهل هر علم در تفسير قرآن .
( 2 ) - غيبت نعمانى / 221 . حديث امام رضا عليه السلام .