و گفتند ايشان ؛ يعنى : بعضى ازين جماعت كه ياذ كرديم : اى خذاوند و پروردگار ما ! چرا بر ما نوشتى كارزار كردن ؟
لَوْ لا أَخَّرْتَنا :
اگر ما را مهلت داذتى ،
إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ ؛
يعنى : تا وقت مرگ .
قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ :
بگو اى محمد ! متاع دنيا زوذ گذرنده ،
وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ :
و آخرت بهترست ، زيرا كه دنيا را دوام نيست و آخرت دوام دارذ .
لِمَنِ اتَّقى ؛
يعنى : آخرت آن را بهترست كه از شرك و معصيت بپرهيزد .
وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا :
و بر ايشان ظلم اندك و بسيار نكنند .
و گفتهاند : اين آيت در شأن منافقان منزل شد ، زيرا كه زكات به مكه فرض نشذه بود و منافقان از خذا نترسند . « 1 »
هامش
( 1 ) - تفسير فخر 10 / 185 - 186 .