و حديث :
« انت منّى بمنزلة هرون من موسى الّا انّه لا نبى بعدي » . « 1 »
اما معقول : آدمي از وجه آدميت ، همه جنس يكديگرند ، چنانچه امير المؤمنين [ عليه السلام ] فرموذ :
« الناس من جهة التمثال اكفاء * ابوهم آدم و الامّ حوآء »
« 2 »
يعنى : آدميان و مردمان ، از روي آدميت به يكديگر مانند ، همسر يكديگرند ، زيرا كه پذر همه آدم است و ماذر حوّا .
و مراد بارى - تعالى - از آدمي ، نه مجرد [ 14 - پ ] جثه و قالب اوست ، و نه بذين قدر شايستگى خلافت يافت كه :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » .
« 3 »
اگر به مجرد اين صورت بوذي ، حق بعضى از آدميان نفرموذي :
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » .
« 4 »
بس « 5 » معول شذ كه شرف آدمى بعلم و حلم و عقل و سخا و حيا و شجاعت و زهد و تقوي و ورعست . و برين معانى هر يك حديثى از حضرت
هامش
( 1 ) - بعضى از مصادر اين حديث ، در حاشيهء كلام مصنف ذيل آيهء 93 بقره ذكر شد .
( 2 ) - ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السلام / 2 .
( 3 ) - بقره / 30 .
( 4 ) - اعراف / 179 . در نسخه اوليك آمده است .
( 5 ) - در نسخه « بس » آمده است كه ظاهرا بايد « پس » باشد .