و نيز در سورهء اعراف ، آيهء 143 گويد : به عقبى وعده كردهاى نه به دنيا ديدار خويش .
ميبدى در جلد سوّم ، ص 446 آورده است : مقاتل اين يك وجه اختيار كرد ، گفت : لا تدركه الأبصار فى الدّنيا ؛ اى لا تراه و هو يرى فى الآخرة . قال النبىّ : « انّكم سترون ربّكم كما ترون القمر ليلة البدر ، لا تضامّون في رؤيته » .
در عين حال كه به رأيت خدا در آخرت معتقد است و بايد معمولا تابع مذهب اشعرى باشد و ليكن مىبينيم كه گرايشى به سوى مشرب اختيار و قدريه دارد ، مانند :
و هر كه را گمراه گردانيد خداى تعالى بدانك دانست از وى اختيار ضلالت ، تو نيابى يا محمد مر او را هرگز راه به سوى هدايت ، در ترجمهء
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا
( سورهء 4 / آيهء 143 ) يا :
اگر روى بگردانيت از پيش رفتن فرمان ، بر رسول ما رسانيدن پيدا است نه به جبر در آوردن به ايمان ؛ ترجمهء
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
. ( سورهء 64 / آيهء 12 ) نسفى در حالى كه گرايشى به سوى اختيار دارد و از قبول جبر دورى مىجويد ، در عين حال مىبينيم به قضا و قدر الهى همانطوركه فلاسفه و اهل شرايع مىگويند معتقد است ، مانند :
و هر كه از خداى عزّ و جلّ بيند تقدير آن بلا ، ره نمايد دلش را به تسليم و صبر و رضا ، و خداى است عزّ و جلّ به هر چيزى دانا ؛ در ترجمهء
وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
.
( سورهء 64 / آيهء 11 ) يا :
چون حكم كرد كه مذكورى موجود شود گويدش بباش بباشد و ببود ، در ترجمهء
إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
. ( سورهء 19 / آيهء 35 ) .
تفسير نسفى و جواهر القرآن غزّالى
كتاب جواهر القرآن را كه فاضل محترم آقا سيد حسين خديوجم به شيوهء مطلوب و علمى تصحيح كرده ، و نيز به بهترين وجه چاپ و منتشر شده است ، در مقدمهء آن ، در صفحهء 15 ، چنين گفته است :
« آخرين سخن : از ترجمهء فارسى پيش در آمد غزّالى بر جواهر القرآن - يعنى نوزده فصل آغاز كتاب - يك نسخهء خطّى در كتابخانهء مجلس شوراى ملّى سابق موجود است . در اين نسخه كه ضميمهء مجموعهء شمارهء 11345 ثبت شده ، اثرى از نام مترجم ديده نشد .