- شهرت گريزى
آيت الله قاضى به شاگردان خود كه درباره استادانشان از ايشان سؤال مىكنند با تندى مىگويد : « براى من سلسله درست نكنيد . » و در يكى از جلسات يكى از حاضران را كنار مىكشد و در حالى كه اشك از چشمانش سرازير مىشود مىگويد : « فلانى شنيده ام نام مرا در منبر مىبرى ، اگر به حلال و حرام معتقدى من راضى نيستم . نه بالاى منبر ، نه زير منبر اسم مرا بياورى . مىگويد هر كه به درس من مىآيد در حق من ، مبالغه ، حرام است . »
- سكوت و كم حرف بودن
او دائم السكوت بود و بعضى وقتها از جواب دادن طفره مىرفت . شاگردانش مىگويند حتى گاهى به نظرمان مىآمد ايشان نصف حرفها را نمى زنند كه مبادا حمل بر غلو و اغراق شود . آيت الله سيد عباس كاشانى نقل كردند كه ايشان به ارادتمندان مىفرمودند : « بينى و بين الله راضى نيستم درباره من مجلس درست كنيد . » و حال آن چيزهايى را كه نقل مىكنند شايد ثلث حقايق و داشتههاى ايشان هم نيست .
- نيكى به همسايه
به همسايگان خود بسيار نيكى مىكردند و عادت بر اين داشتند كه بار اول با هر كه همسايه ميشدند ، لباس هاى او را حتّى يك بار مى شستند .
- رفتار با فرد كينهتوز
فردى از ايشان كينه وبغض بر دل داشت و با ايشان دشمنى داشت . روزى ايشان وارد حرم اميرالمومنين شدند وفوراً بيرون آمدند و برگشتند . شاگردان علت را پرسيدند ، فرمودند :
شخصى با من دشمنى و كينه داشت ، اگرمرا ميديد كينهاش تازه ميشد و تمام عبادات و زيارتش بيارزش ميشد ، نرفتم تا اعمالش تباه نگردد !