علاقه شاگردان به استاد
آيت الله نجفى به استادشان آقاى قاضى بسيار علاقه مند بود و شيفتگى فراوانى داشت و در مقابل استاد اظهار فروتنى و كوچكى مىكرد و
ميفرمود : « در چهره استاد ما مرحوم آقا قاضى يك دنيا عظمت و ابهّت و اسرار توحيد و ملكات نفسانى و مقامات معنوى نهفته بود و هر كس كه از محضر ايشان استفاده مىكرد ، به قدر طاقت خويش اين مسائل را دريافت مىنمود » .
آيت الله نجفى ميفرمود : « البته همه شاگردان نسبت به استاد اين چنين وابسته و علاقه مند بودند و آنان كه بيشتر نزديك بودند ، بيشتر مجذوب استاد بودند » .
سستى به بار نمينشيند
آيت الله نجفى مىفرمودند : با سستى و بيهودهكارى ، عمل خالص نمى شود و به بار نمينشيند . بايد تلاش كرد و از دوست ، وصال و كمال و قرب خواهان شد و در عين حال بايد از اعتماد به اعمال خود دست برداشت و نظر به فضل ربوبى و عنايت و دستگيرى حضرت دوست نمود .
قومى به جّد و جهد نهادند وصل دوست * قومى دگر حواله به تقدير كنند
بالجمله اعتماد مكن بر ثبات دهر * كين كارخانهاى است كه تغيير مىكنند « 1 »
درس در تاريكى
آيت الله نجفى مىفرمودند : استاد ما آقاى قاضى ( ره ) براى شاگردان خاص ، شبها مجلس اخلاق داشت و چراغ روشن نمىكرد . شاگردان ايشان در همان تاريكى در آن مجلس حاضر ميشدند و غالباً صحبت در رابطه با ملكوت و آفاق معرفت نفس بود . درباره تهذيب اخلاق و عرفان ، صحبتهاى ژرفى مىفرمودند و انسان به ملكوت اعلاء ميرفت و ذائقهها شيرين ميشد و گاهى توفيقاتى را هم تذكر ميدادند كه ناگفتى است و بايد ديد تا باور كرد .
بيشترين صحبتهاى ايشان مستند به آيات و روايات در معارف انسان و استعداد او به سوى كمال و معارف حقّه و خود شناسى بود . اگر در بين صحبت ، شخص ناشناسى وارد مىشد ، صحبت خود را تغيير ميداد و در اطرف زيارت عاشورا و يا زيارت ديگر حضرت
هامش
( 1 ) - مهر تابان ، ص 331 .