فرمانروايى بشارت داده است . حسن بيك پس از پيروزىهاى چشمگير ، همان گونه كه عبدالغفار طباطبايى پيشبينى كرده بود ، به قدرت رسيد ومركز حكومت خويش را به تبريز انتقال داد و با كمك قبايل وطوايف تركمان در ايران امپراتورى وسيعى بنا گذاشت و با اصلاحات اجتماعى واقتصادى موقعيت خويش را تحكيم وتثبيت نمود . « 1 » از آن پس عبدالغفار را به تبريز فراخواند و به پاس آيندهنگرى درست ونويدبخش وى ، او را به سِمَت شيخالاسلامى دستگاه حكومت منصوب كرد .
شيخالاسلامى از مناصب مهم در دستگاه آق قويونلو است وعبدالغفار وقتى عهدهدار اين منصب گرديد درمورد مسائل دينى ونيز دعواى حقوقى ومدنى بر مبناى فقه حكم مىداد . وظايف قضايى ونظارت در امور موقوفات را نيز برايش ذكر كردهاند . همچنين رسيدگى به امور مساجد ، مدارس ، خطبا ، امامان جماعت وجمعه ونيز امور شرعى مردم بر دوش عبدالغفار بود . گفته مىشود او به سمت قاضى القضاتى رسيده است و در اين سمت رفتار قاضيان منطقه آذربايجان را نظارت وارزيابى مىكرده است . اين منصب بسيار حساس بود و به دليل جنبه مذهبى اعتبار بالايى داشت . او مىكوشيد از اجحاف و تعدى كارگزاران حكومتى به مردم بكاهد وامور اجرايى وادارى را به نفع اقشار گوناگون جامعه معتدل نمايد . مشهور گرديدن سادات طباطبايى تبريز به قاضى بدليل انتصاب عبدالغفار به سمت مورد اشاره است . « 2 »
ابنكربلايى مىنويسد :
« امير عبدالغفار بهعنوان شيخالاسلام در كمال عزت و احترام مىزيست ، و در زمان اوزون حسن به سراى باقى شتافته است . فرزندان ميران شاه او را در مقبره خود ، در سرخاب تبريز ، دفن كردهاند » . « 3 »
ملّا محمد امين تبريزى مىنويسد :
« مرقد منور مير عبدالغفار در پاى دو منار سرخاب است . وى از سادات طباطبايى مَدَنى است ونسب ايشان به حسن مثنى منتهى مىشود . به انواع علوم ومعارف بهخصوص علم جفر آراسته بوده و آن مقبره كه وى در آن دفن مىباشد ، به اولاد امير تيمور گوركانى منسوب است كه به واسطه تيمن وتبرك ، مير عبدالغفار را به التماس واصرار بدان مزار بردهاند » . « 4 »
در زمان تركمانان رَقَبات وقفى زواره جزو املاك خالصه آققويونلو درآمده بود كه بنابه تقاضاى سادات زواره ومراجعه برخى از آنان به تبريز وملاقات با امير عبدالغفار اين مشكل حل گرديد و با وساطت وى املاك وقفى مزبور از تصرف عدوانى خارج گرديد و به
هامش
( 1 ) - حكومت تركمانان قراقويونلو وآق قويونلو در ايران ، اسماعيل حسنزاده ص 109 .
( 2 ) - همان ، ص 199 - 198 ؛ مجله خواندنىها ، سال 28 ، شماره 18 .
( 3 ) - روضات الجنان .
( 4 ) - روضه اطهار ، ملّا محمد امين حشرى تبريزى ، ص 104 .