البته بودند و هستند عارفان بنامى كه عرفان را مبتنى بر شريعت نموده و با استفاده از قرآن و سنت به مقامات عالى عرفانى دست يافتند و دامن خود را از هر گونه انحراف پاك داشته و جمودى ، رياضت و انزوا را كنار گذاشته و وارد ميدان جهاد و مبارزه شدند و احيانا اگر از اين قافله جدا گشته اند ، يگانه دليل كناره گيرى از صحنه اجتماع را عدم امكان دخالت يافته اند كه الگوى آنان امير مومنان على ( ع ) و فرزندان آن حضرت ، به ويژه زين العابدين و امام العارفين حضرت سجاد عليه السلام است .
حضرت روح الله امام خمينى ( ره ) اسلام را دين كامل معرفى كرده كه به هر دوى اين حوزه ها يعنى عرفان و اجتماع پرداخت كرده است ؛ اما مسلمين با عدم دقت در آن و حفاظت از آن ، باعث اين تفرقه و جدائى گشته اند . ايشان مى فرمايد : اسلام غريب است ؛ از اول غريب بوده و الان هم غريب است ؛ براى آن كه غريب آن است كه نمى شناسند او را ، در يك جامعه اى هست او ، اما نمى شناسند . . . هميشه يك ورق را گرفته اند ، آن ورق ديگرش را حذف كرده اند يا مخالفت با آن كرده اند . يك مدت زيادى گرفتار عرفا بوديم . اسلام گرفتار عرفا بود ؛ آن ها خدمتشان خوب بود ، اما گرفتارى براى اين بود كه همه چيز را بر مى گردانند به آن طرف ، هر چه دستشان مى آمد هر آيه اى دستشان مى آمد مى رفت آن طرف . مثل تفسير ملا عبدالرزاق ؛ خوب ، او بسيار مرد دانشمندى ، بسيار مرد با فضيلتى است ؛ اما همه ى قرآن را برگردانده به آن طرف ؛ كأنه قرآن با اين كارها كار ندارد ! يك وقت هم گرفتار شديم به دسته ديگرى كه همه ى معنويات را بر مى گردانند به اين طرف ، اصلا به معنويات كار ندارند ؛ كأنّه اسلام آمده براى اين كه اسلام هم طريقه اش مثل هيتلر كه او آمد كه دنيا گيرى كند و كشور گشايى كند ، اسلام هم آمده كشور گشايى كند ! ( صحيفه امام ، ج 8 ، ص 529 )
عرفان حقيقى ، عرفان مجاهده و تهذيب است ، مجاهده اى كه از ميدان پر مخاطره نفس مى گذرد و در اجتماع سارى و جارى مىشود . عرفان اصيل ، عرفان حماسه سازى است كه هيچگاه صحنه اجتماع را ترك نمى كند و در گوشه خانگاه خرقه عزلت و كناره گيرى از خلق را بر تن نمى كند .
ما در اين مقال در پى اين هستيم كه اين حقيقت بزرگ را مستدل سازيم و نشان دهيم كه از يك طرف ، عرفان اسلامى و به ويژه عرفان شيعى با عزلت و انزوا سر سازگارى ندارد و راه خدا از ميان خلق مى گذرد و از طرف ديگر ، توجه به امور مادى و دنيوى نيز بدون داشتن شناخت عرفانى از جهان هستى ، نه تنها حظّ و لذّ ى ندارد و بلكه آسيب زا است . اگر احيانا كسانى اين روش را اخذ كرده اند يا منحرف بوده اند يا شخصا ظرفيت جمع بين اين دو حال
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى) — صفحة 12
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٢