اوّلًا : نيل به حقيقت بدون طريقت متناسب با شريعت ممكن نيست . ثانيا : تكليف تنها از ديوانگان و مجذوبان ساقط است كه در حال سكر و محو و استغراقند . ثالثا : شايد منظور مولوى نقل قول ديگران بوده و يا اينكه مقصود او همان طايفه مجذوبان است كه تكاليف شرعى و آداب طريقت از ايشان ساقط است . ( جلالالدين همايى . ، ج 1 ، ص 429 )
تحليل ويژه امام خمينى رحمهالله امام رحمهالله در ديوان خود چنين مىگويد :
- اسفار و شفاى ابن سينا نگشود * با آن همه جر و بحثها مشكل ما
- از درس و بحث مدرسهام حاصلى نشد * كى مىتوان رسيد به دريا از اين سراب
- آنچه روح افزاست جام باده از دست نگارست * نىمدرّس ، نىمربى ، نىحكيم ونىخطيب
- گفتههاى فيلسوف و صوفى و درويش و شيخ * در خور وصف جمال دلبر فرزانه نيست
- در مدرس فقيه به جز قيل و قال نيست * در دادگاه هيچ از او داستان نبود
- در محضر اديب شدم ، بلكه يابمش * ديدم كلام جز ز معانى بيان نبود
- ابن سينا را بگو در طور سينا ره نيافت * آن كه را برهان حيرانساز تو حيران نمود
( ديوان امام ، ص 44 و 48 و 51 و 71 و 108 و 115 . )
شريعت ، طريقت و حقيقت در سيره و روش مرحوم آخوند ملاحسينقلى همدانى :
آيت الله سيد حسن صدر در تكمله « امل و الآمل » مىفرمايند : سيره و روش او در قول و عمل و حتى در فتوىندادن و قبولنكردن رياست رعيه همانند سيره سيدبنطاووس بود به گونهاى كه حتى نماز جماعت را به صورت آشكار اقامه نمىكردند . ايشان فقه و اصول را از كتاب تقريرات بحث استادش شيخ انصارى كه خود نوشته بود تدريس مىفرمود و همچنين نماز جماعت را در خانهاش با عدهاى از خواصش برگزار مىكرد .
آنان كه خود در تربيتشان كوشيده بود و آنان را از ظلمتهاى جهل به نور معرفت هدايت كرده و با رياضتهاى شرعى و مجاهدتهاى عملى از هر آلودگى پاك كرده بود ، تا اينكه از بندگان صالح خدا شدند .
نقل مىكنند : عدّهاى از معمّمين اهل ظاهر نسبت به مرحوم آيت الله عارف كامل و مربّى اخلاق ، استاد الكلّ ، آخوند ملا حسينقلى همدانى نسبتهاى ناروا و زشتى روا داشتند و در صدد ايذاء ايشان برآمدند ، و در نامهاى به مرحوم شربيانى مرجع تقليد وقت ، او را به عنوان