گفت كه تو تشنه نه اى * از طلب آغشته نه اى
پيش رخ زنده كنش * كشته و افكنده شدم .
آب و آتش ، تشنگى و سيرابى
معشوقى كه هم آب است و هم آتش . غايتى كه هم سيراب مىكند و هم مىسوزاند .
منشا اين تضادها از ذات همه ى مخلوقات بشر است كه همه از دو قسمت تشكيل شدهاند : قسمت روح ، و قسمت جسم . جسم است كه بايد بسوزد و روح است كه بايد سيراب شود .
در واقع ، تشنگى همان سيرابى است . يعنى به محض اينكه شخص كاملا تشنه شود ، آب پديدار خواهد شد و اين همان تعبير ضرب المثل هايى ماننده خواستن همان توانستن است و يا جوينده يابنده است مى باشد . همانطور كه مادر اسماعيل هنگامى كه در اوج تشنگى به سر مى برد ، آب از زمين فوران نمود .
به طور كلى اصول جهان به اين شكل است كه هر وقت شخصى به طور حقيقى آمادهى دريافت مطلبى باشد ، آن مطلب براى او نمايان مىشود . چه بسا كه همه چيز همه جا حاضر است ولى تنها زمانى كه زمينه ى جذب موجود باشد ، پرده ها كنار مى رود . يكى از فرمايشات مرحوم قاضى اين است كه « اگر به جستجوى آب زمين را كندى ، نبايد خسته و نااميد شوى ، اگر وقتش باشد به آب مى رسى ، و گرنه نااميد مشو كه بالاخره به آب مى رسى و حتى آب برايت فوران مىكند . »
هركجا دردى دوا آنجا رود * هر كجا فقرى نوا آنجا رود
هر كجا مشكل ، جواب آنجا رود * هر كجا كشتى است ، آب آنجا رود
آب كم جو ، تشنگى آور به دست * تا ك - ه جوشد آب از بالا و پست
مشكل اين است كه ميان چشمان ما و مطلوب ما پرده هاى حجاب حائل شده است . دليل اين امر كه ما با وجود خواستن بسيارى از چيزها و اصرار بر تشنه لبى ، به وصول نائل نمى شويم اين است كه اغلب اين لب تشنگى به صورت موقتى است و يا ميزان تشنگى براى