تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
را به طور دقيق مورد مطالعه قرار دهيم تا از مدينةالنبى به حكومت علوى و نظام مهدوى سِير كرده ، عرفان جامع و عارفان دل‌سوخته را مشاهده كنيم و از همين افق به مطالعه حكومت و سياست در عرفان نظرى اسلامى و ولايت عرفانى بپردازيم كه داراى دو سطح و ساحت است : 1 . ساحت باطنى ولايت ؛ 2 . ساحت ظاهرى ولايت و ترابط وجودى و تلازم هستىشناسانه و اهميت ظاهرى با ولايت باطنى را درست و دقيق مورد ارزيابى قرار دهيم . با توجه به چنين زيرساخت‌هايى در عرفان سياسى ، انديشه‌هاى سياسى را كه خدا از آن حذف شده است و گزاره‌هاى دينى و ارزش‌هاى مذهبى كه در سياست‌هاى مدرنيستى - ليبراليستى دچار افول شده‌اند ، مورد ارزيابى و تحليل مقايسه‌اى و تطبيقى قرار مىدهيم . علاوه بر اينكه در عرفان آنجا كه از دنيا ، ظاهر و اعتبار سخن به ميان آورده‌اند ، مقصود دنياى ما و تعلقات ، اعتباريات ، دلبستگىها و وابستگىهاى ماست ، نه دنيا به معناى عالَم مادّه و جهان ملك ؛ زيرا اين دنيا خود آيت و آيينه خدا و تجلى حق است و تجلى حق نيز حق است و خود تماشاگه راز و در واقع همه‌چيز آن آيينه گردان خداوندند . حال اگر دنيا به معناى علايق و وابستگىهاى ماست ، عامل ظلم و ستم و تبعيض و عدالت‌ستيزى باشد ، جهنم و دوزخ است و مورد نفرت و مذمت ؛ ولى اگر دنيا مزرعه آخرت و عامل كمال و تكامل باشد ، وسيله خدمت به خلق خدا ، اقامه عدالت اجتماعى ، رشد و تربيت معنوى مورد ستايش و مدح است و خود بهشت خواهد بود . آرى ! اولياى خدا نظر به باطن دنيا داشته‌اند و از ظاهر ، عبور كرده‌اند ؛ بنابراين دنيا مسجد و معبد آنان و محل تجارت پُرسودشان در تجارت معرفتى - معنويتى است و اگر در عرفان به انزوا و عزلت نيز دستور داده‌اند ؛ اولًا ، موقتى است ، نه دائمى ؛ ثانياً ، براى خودسازى بيشتر و پاكسازى دل ، تفكر ، انديشه‌ورزى و تحصيل معنويت است تا در جهت جامعه‌سازى و تعادل اجتماعى به كار گرفته شود ؛ ثالثاً ، مبيّن اين معناست كه كسانى كه خودسازى و اصلاح نفس نكردند و تربيت نشده‌اند ، براى رهبرى اجتماعى و اصلاح ديگران ، حق ورود به اجتماع را ندارند ؛ پس عارفان ، اسفار اربعه را در سفر معنوى و سلوكى - عرفانى مطرح كرده‌اند تا سالك و مسافر كوى حق پس از سپرىكردن سفرهاى اول تا سوم ، بتواند در سفر چهارم وارد اجتماع شود و رهبرى خلق را با هدف خدايىكردن آنان به عهده گيرد . اين خود ظرفيت عرفان ، نظام‌مندى و روش‌مندى عرفان عملى است و گوياى اين حقيقت است كه در عرفان راستين ، سياست‌ورزى و تدبير جامعه بر عهده اولياى خدا و كاملان است . كسانى مىتوانند رهبرى كنند كه پيش‌تر رهروى كرده باشند و پيرو انسان كامل شده‌اند تا پير راه و