براى درمان دردها و پيشگيرى بيمارى ها و احيانا علاج بيمارى حادث شده باطنى طبيب معنوى و روحانى كه عالم و خبير و حكيم باشد لازم است .
8 - با وجود كشف و شهودهايى كه برخى دالّ بر نقصان و برخى دال بر كمال است و به نفسانى ، شيطانى و رحمانى تقسيم مىشود لزوم پير راه رفته را ضرورى جلوه مىدهد كه سالك را راهنمايى نمايد و تجربههاى سلوكى اش را براى او تعبير و تفسير نمايد تا در دام تلبيسات ابليسى و تسويلات نفسانى گرفتار نگردد .
9 - خودبينى مريد و سالك كه جز به همت مراد و تربيت باطنى اش درمان نشود :
هيچ نكشد نفس را جز ظل پير * دامن اين نفس كش را سخت گير . « 1 »
ضرورت نقلى :
1 - الرفيق ثم الطريق « 2 »
2 - ان المومن ليسكن الى المومن كما يسكن الظمآن الى الماءالبارد « 3 »
3 - 3 - آيات مربوط به داستان موسى و شعيب ( ع ) ، موسى و خضر ( ع )
ب ) ويژگىها و شرايط استاد .
نه هركه چهره برافروخت دلبرىداند * نه هركه آينه سازد سكندرى داند
نه هركه طرف كله كج نهد و تند نشست * كلاه دارى و آيين سرورى داند
هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست * نه هر كه سر بتراشيد قلندرى داند
حال اين مراد و پير راه چه ويژگىهايى بايد داشته باشد ؟ به چه كسى بايد اعتماد كرد ؟ استاد حقيقى كيست ؟ يكى از بحثهاى مهم استاد گزينى در سير و سلوك شرائط و ويژگىهاى استاد راه است . لذا آيا صرف ادعا يا ظهور برخى كشف و كرامات و يا نقل ويژگىهاى از او بوسيله عدهاى از مريدان و شاگردان و دلباختگانش كافى است كه سالك خود را به او بسپارد و سر تسليم بر آستان او بسايد ؟ يا نياز به تحقيق از خبرگان اين طريق ، معرفى برجستگان مكتب سير و سلوك ، شناخت شخصى از اوضاع و احوال وجودى او و . . . دارد ؟ البته در گذشتههاى دور جريان استاد و شاگردى به گونهاى تقريباً نظام مند ، روشمند و محدود به حوزههاى تخصصى در فضاى عرفان و تصوف و سير و سلوك بود ، اگر چه آفات و آسيبهايى نيز اين جريان را تهديد مىكرد اما بطور نسبى داراى بافت و ساختار و تعريف و قانونى بودكه امثال لسان الغيب به راحتى مىسرودند :
هامش
( 1 ) - اشعار مولانا از دفتر 1 / 81 ، 73 ، 3 / 60 ، 71 و 2 / 80 و 6 / 55 اخذ شد .
( 2 ) - وسايل الشيعه ج 8 ص 299
( 3 ) - الكافى ج 2 ص 247