9 . آيت الله حسينى تهرانى مى نويسد : استاد علّامه طباطبائى نسبت به استاد خود مرحوم قاضى علاقه و شيفتگى فراوانى داشت و حقّاً در مقابل او خود را كوچك مى ديد ؛ و در چهره مرحوم قاضى يك دنيا عظمت و ابّهَتْ و اسرار و توحيد و ملكات و مقامات مى جست ، و لقب استاد فقط براى قاضى به كار مى برد .
و من يك روز به ايشان عطر تعارف كردم ، ايشان عطر را به دست گرفته ؛ و تأملى كردند و گفتند : دو سال است كه استاد ما مرحوم قاضى رحلت كرده اند ؛ و من تابحال عطر نزده ام و تا اين زمان اخير من نديده ام كه ايشان استعمال عطر كنند با اين كه از زمان رحلت سى و شش سال است كه مى گذرد . « 1 »
10 . آيت الله شيخ محمّد حسن معزّى تهرانى نقل كرد : كه كسى از مرحوم آقا ميرزا على قاضى سؤال نمود كه پس از خود چه كسى را جانشين خود قرار مى دهيد ؟ ايشان فرموده بود : « اين سفره اى بود كه برچيده شد ، حال اگر كسى را مى خواهيد ، آقا سيد محمّد حسين طباطبائى تبريزى فرد شايسته است »
توضيح : البته اين امر با وصى قرار دادن مرحوم آيت الله شيخ عباس هاتف قوچانى از جانب آقاى قاضى منافاتى ندارد . « 2 »
11 . آيت الله امينى مى نويسد مرحوم علّامه مى گويد : مرحوم قاضى به آن دسته از شاگردان خود كه اعتماد داشت ، در مقوله هاى توحيد تكلم مى كرد و با هر كدام به مقتضاى استعداد و حالات و رفتار ، مختلف سخن مى گفت .
و علّامه طباطبائى نيز چنين بود يعنى مراتب استعداد افراد را براى درك معارف و مطالب علمى رعايت مى فرمود و گاهى يك مطلب را با عبارات مختلف براى اشخاص متفاوت بيان مى كرد . « 3 »
عذر تقصير : اذعان داريم كه نوشتارها هرگز نمى توانند ابعاد علمى و اخلاقى و معنوى علّامه طباطبائى را بطور كامل منعكس سازند لذا به ناچار به ذكر گوشه هايى از آن ها بسنده شد .
يك دهان خواهم به پهناى فلك * تا بگويم وصف آن رشك ملك
ور دهان يابم چنين و صد چنين * تنگ آيد در بيان آن امين
اين قدر هم گر نگويم اى سند * شيشه دل از ضعيفى بشكند . « 4 »
ب ) از زبان علامه
عنايات غيبى به علامه
1 . من نيز به مانند خيلى ها در مسير زندگى با فراز و نشيب هاى گوناگون رو برو شده ، در محيط هاى رنگارنگ قرار گرفته ام ولى پيوسته حس مى كردم كه دست ناپيدائى مرا از
هامش
( 1 ) - مهرتابان ، صفحه 15 .
( 2 ) - اسوه عارفان ، صفحه 161 .
( 3 ) - يادنامه مفسر كبير ، صفحه 125 .
( 4 ) - همان ، صفحه 78 .