اما در همين چهار دوره ما با جريانات روشنفكرى در ابعاد گونهگونه مواجه بوديم . در يك تقسيمبندى علمى ، مستند ، با طرح و تحقيق مصاديق آن مىتواندبه « شاخه » هاى روشنفكرى كه همگى در تعارض بنيادين با اسلام ، قرآن و تشيع بودند ، بر شمرد خصوصاً شاخههاى :
1 . شاخه روشنفكرى لائيك آشكار غير دينى
2 . شاخه روشنفكرى لائيك ضد دين ، معارض با اسلام
3 . شاخه روشنفكرى التقاطى « 1 » به اصطلاح دينى كه مفاهيم دينى به محتواى ضد آن در مسير التقاط و تفسيرهاى بىپايه و اساس و حتى ضد دينى گرفتار آمد .
4 . روشنفكرى لائيك ناسيونال ، سلطنتطلب
5 . روشنفكرى لائيك ناسيونال ، ليبرال
6 . روشنفكرى لائيك ماركسيست ، ماترياليست ، كمونيست
7 . روشنفكرى التقاطى دينى در اشكال :
الف : روشنفكر سوسيال دموكراتيك
ب : روشنفكر لائيك ماركسيست
ج : روشنفكر ماركسيست سوسياليست
د : روشنفكر ليبراليست علم زده
8 . شايد يكى از كارآمدترين جريان روشنفكرى ضد دينى در تاريخ معاصر بايد به :
روشنفكران ژورناليستها ، رمان نويسها ، شاعران ، مترجمان . . . كه اگر به ظاهر غير سياسى نشان مىدادند ، اما مروج فرهنگ و انديشه غربى « 2 » و يا وابسته به تشكيلات و احزاب گونهگون بودند . « 3 »
و اين است كه آغاز غربگرايى در ايران ، دوره غربزدگى ، حاكميت غرب زدگان ، كارنامه غربزدگان سراسر بيراهه ، كژراهه ، انحراف ، انحطاط ، ضد فرهنگ ، تمدن و سنت ملت ما بود و اما در انديشه مرحله نهايى بازگشت به خويشتن ، بازگشت « 4 » به اسلام در ايران ، نقش مراجع و علما ، حكما ، فلاسفه ، عرفا در حفظ اسلام ، دفاع از قرآن ، ترويج و تبليغ معارف تشيع ، تقابل و مقاومت در برابر استبداد و استعمار در طى يكصد و اندى سال كه بايد به صورت مفصل و مستند مورد بررسى قرار گيرد .
مسلماً در ايران سهم صاحبان انديشه و عمل ، مراجع و عارفان كه در طى سالهاى متوالى در عرصه « جهاد فرهنگى » ، « جهاد سياسى » ، جهاد و قتال » از حريم و حرمت اسلام و مسلمين دفاع نمودند . چه با « قلم » و گسترش معارف الهى ، يا تربيت شاگردان برجسته ،
هامش
( 1 ) - علل گرايش به ماديگرى ، علامه شهيد مرتضى مطهرى ، تهران ، صدرا
( 2 ) - نگاهى به تاريخچه روشنفكرى در ايران ، جلد اول ، شهريار زرشناس ، كتاب صبح ، ، 1382 ، صفحات 128 - 124 )
( 3 ) - كانون نويسندگان به روايت اسناد ساواك ، تهران ، مركز بررسى اسناد تاريخى .
( 4 ) - جامعه شناسى غربگرايى ، حجتالاسلام و المسلمين دكتر سيد علىمحمد نقوى ، تهران ، اميركبير ، 1361