15 - خداشناسى ، در 5 جلد / چاپ تهران ، 1370 ق . « 1 »
16 - رساله فى قاعده لاضرر .
17 - رسال - ة فى الوصي - ة .
18 - رساله اى در جفر .
19 - اثبات صانع از ماترياليسم تا ايدآليسم يا از ماده پرستى تا خداپرستى : اين كتاب كه از تأليفات و تقريرات آقا شيخ محمد تقى آملى است و در سال 1367 ق به درخواست جماعتى از مشتاقان نوشته شده است كه هفته اى يك شب از اصول دين و معارف الهى مذاكره مىكردند . اين كتاب ناظر به شبهات روز آن زمان نيز هست .
ويژگىهاى اخلاقى
مهمترين بخش شرح حال نخبگان جامعه ، شايد همين ويژگى هاى رفتارى اين بزرگان باشد چرا كه رفتار فردى و اجتماعى فرزانگان شايسته براى همگان پند آموز است و درس ها و عبرت هاى مهمى را در برگرفته است . در اين جا به مواردى از اين دست مى پردازيم :
الف - تحمل مشكلات در راه كمال
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد * يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد
آيت الله آملى در سنين جوانى با تحمل فشارهاى سنگين روحى و جسمى هرگز تحصيل را رها نكرد و همچنان به دنبال گمشدهى خويش كه كسب فضائل بود اصرار ورزيد بعد از اينكه پدرش از اعدام رهائى يافت و به تبعيدگاه رهسپار شد موقعيت سختى برايش پيش آمد . ايشان مىگويد : با وجودى كه اوان شبابم بود و سنين عمرم در حدود 23 يا 24 بود ، مبتلا به عائله بزرگى شدم . خود داراى عيال و چند تن اولاد بودم ، عائله پدر بر آن ضميمه گرديد ، و اصول لوازم زندگانى پدر را هم از طهران مىبايست ارسال دارم .
ايشان در همين حال از بى مهرى مردم و ، آشنايان و حتى علما شكوه كرده و به كلامى از على ( ع ) استناد مىكند و بعد مىگويد : چون از درى مطرود مى شدم بابى به قاضى الحاجات بر خود مفتوح مىديدم . بلى
خدا گر زحكمت ببندد درى * ز رحمت گشايد در ديگرى
و در ادامه به اين اين شعر مولوى استناد مىكند كه :
اين جفاى خلق با تو در جهان * گر بدانى گنج زر آمد نهان
خلق را با تو چنين بدخو كند * تا ترا ناچار رو آن سو كند
هامش
( 1 ) - همان .