مريض از ثلث ممضى است . و از آنچه گفته شد جواب بند « ب » ظاهر مىشود .
و جواب بند « ج » نيز ظاهر است كه تسلط بر مال خود به هر غرضى كه باشد هست اگر چه بهتر است مراعات حال وارث را بنمايد .
سؤال 497 . در مورد پرداخت فاضل ديه چنانچه اولياى دم عليرغم اصرار بر قصاص قدرت پرداخت فاضل ديه را نداشته باشند و از طرفى به طور عادى نيز اميدى به تمكن آنان در آينده نباشد بفرماييد :
الف - آيا در اين گونه موارد قصاص به طور قهرى به ديه تبديل مىشود ؟
ب - چنانچه پاسخ منفى است در شرايطى كه عدم قصاص يا تأخير آن به مصلحت نباشد و چه بسا عوارضى سياسى و اجتماعى شديدى در بر داشته باشد آيا مىتوان فاضل ديه را از بيت المال پرداخت و حكم قصاص را اجرا نمود ؟
ج - در فرض مسأله آيا مىتوان بدون رد فاضل ديه قصاص را اجرا نمود و فاضل ديه به عنوان دين بر ذمه ولى دم باقى بماند ؟
د - اگر ( آنگونه كه برخى از فقها مىفرمايند ) در اين گونه موارد وظيفه صبر كردن تا زمان يسار ولى دم است در مواردى كه ممكن است انتظار قصاص سالها به طول بكشد و اين امر براى قاتل و خانواده وى موجب عسر و حرج گردد تكليف چيست ؟
جواب : الف - تبديل قصاص به ديه بدون رضايت ولى دم دليلى ندارد مگر در موردى كه نصى بر خلاف باشد مثل موردى كه قاتل فرار كرده و مرده است « 1 » و قدرت دست يافتن به او نيست .
ب - اگر حاكم مسلمين صلاح بداند و ولى دم طالب قصاص باشد مقدار فاضل ديه را از بيت المال به او ببخشد و از طرف او به وارث جانى بدهد اشكالى ندارد .
ج - ذمه گرفتن فاضل ديه فايده ندارد بلكه تا ادا نكند نمىتوانند قصاص كنند بحسب
هامش
( 1 ) الروايات فى هذا المعنى فى الوسائل ( ج 19 باب 4 من ابواب العاقلة )