9 - موعظه و نصيحت
يكى از شيوههاى مطلوب درمان وسوسه ، وعظ و نصيحت است ، چه اينكه نصيحت نمودن وسواسى بهعنوان فاعل منكر ، گاهى واجب نيز مىباشد .
البته وسواسى ، وعظ هركسى را نمىپذيرد و به سخن هركس گوش نمىسپارد ، واعظ علاوه بر شرايط آمر به معروف و ناهى از منكر ، بايستى از شرط خاص ديگرى نيز برخوردار باشد تا وعظ او بحول و عنايت خداى متعال تأثير نمايد .
اين شرط اساسى ، علم و آگاهى وسيع در بارهء چيزى است كه وسواسى را معطل نموده است و البته اين آگاهى بايستى توأم با تأمل و دقت روانشناسانه در بيمار بوده باشد .
اگر وسواسى در مسائل اعتقادى وسواس دارد ، واعظ مىبايست در آن مسأله خبره باشد . كسى كه برهان نظم را بدرستى درك نكرده است ، هرگز نخواهد توانست شبهات فلاسفهء غرب را به اين برهان بر طرف نمايد . مباحثهء او با وسواسى منجر به پايدار شدن وسواس در اعتقاد باطلش مىشود و چهبسا وسواسى شدن واعظ را در پى داشته باشد زيرا وسواسى طوفانى از كنكاشها را در مورد عقيدهاش پشت سر گذاشته و چهبسا بيان اين هيجانهاى روحى ، واعظ را هم در پرتگاه سقوط قرار دهد . وسواسى محتاج به استدلالى قوى براى رفع ابهام خوداست و با شنيدن سخن سست و بدور از پايهاى محكم ، برنمىگردد .
و همچنين اگر كسى كه نسبت به احكام دين لاابال و يا ناآگاه بوده و حتى عين نجس را مىبيند و به سهولت از كنار آن رد مىشود ، هرگز نخواهد توانست مشكل وسواسى را در اين باره رفع نمايد .
و نيز اگر كسى در نماز و اداء حروف آن وسواس دارد ، آنكه از نظر فقهى مقدار