آنان كه به شيوههاى نادرست ، به جسم خود آزار مىرسانند و جسم خود را در وضعيت سخت « يوگا » قرار مىدهند ، مىتوانند روح خويش را به پرواز درآورده و ناكردههاى ديگران را عملى سازند .
هرچند اسلام با گوشهگيرى و آزار جسم مخالفت است ، ولى نتيجه را مردود نمىشمارد . اسلام راه پيشرفت روح را در عبادت و اطاعت حقّ تعالى و به عنوان فيض الهى مىداند .
پس اساس امكان داشتن دانش به غيوب ، عقلا مردود نيست . چه اينكه ترديد در اين امر ، به ترديد در وجود روح برمىگردد و آن بالبداهه مردود است .
مقدمه دوم
انسان موجودى اجتماعى است و زندگى او وابسته به اجتماع است ، براى اينكه اين موجود اجتماعى بتواند به زندگى اجتماعى خود ادامه دهد ، لازم است كه ديدى مثبت به اجتماع پيرامون خود داشته باشد . نگاه منفى ، او را از اجتماع فرارى مىدهد و موجودى فردى مىگرداند ؛ و انسان فردى حيات كاملى نخواهد داشت .
بر همين اساس ، خداوند عيوب انسان را بر او پوشانيده است . بهگونهاى كه كسى را قادر بر يافتن عيوب ديگرى نيست .
همين موضوع از دريچهى « الانسان حريص على ما منع » انسان را وامىدارد كه به هر صورت ممكن توان دسترسى به پروندههاى شخصى افراد را بيابد و راز زندگى ديگران را آشكار سازد . چنين چيزى هم نياز درون آدمى را مرتفع مىسازد و هم راه دفع ديگران را هموار مىنمايد و به هر روى انسان را در ماندن خويش كمك مىدهد ؛ اين همان راز بقايى است كه در جنگل با نابودى همنوع آشكار مىشود و در انسان ، از راه محو شخصيت وى با راه يافتن به باطن او امكانپذير است .