5 - يزيد فقعسى
نام چنين كسى در كتابهاى رجال برده نشده است .
حاصل اين بحث رجالى اين است كه اين حديث ، زاييده افكار سيف بن عمر است ؛ او براى انجام چنين كارى ، يعنى جعل حديث و سلسله آن ، يد طولايى دارد .
وى شخصى به نام عبد اللّه سبا را ساخته و پرداخته كرده و آثار تاريخى مهمى را به او نسبت مىدهد .
سيف دو كتاب به نامهاى « الردة و الفتوح » ، « الجمل و مسير على و عايشة » داشت و در كتاب اول ، به طرح وقايع تاريخى پيش از درگذشت پيامبر پرداخته و در كتاب دوم به جنگ جمل مىپردازد . سيف اخبار و احاديث و نيز داستانهايى بسيار ماهرانه و با شخصيتسازى واقع نمايانهاى ، جعل نموده و هدف وى ، ايجاد تفرقه در جامعهى اسلامى بوده است .
علاوه بر آنچه گذشت ، اين پرسش بىپاسخ است كه چگونه يك انسان يهودى زاده ، جرأت دارد بدون توجه به گرايش خلفا و بيشتر مردم ، در همه جا و همهى شهرهاى مهم رفت و آمد كند ، مردم را عليه حكومت تحريض و تشويق كند ، به جنگ وادارد ، ولى هيچكدام از خلفا با او هيچكارى نداشته باشند ؟
علاوه اينكه ، چرا آثار و نشانههاى ديگر انتصاب على ، كنار گذاشته شده و به قول عبد اللّه سبا توجه مىشود . به بيان ديگر مگر تنها نشانه جانشينى على ، همين حديث است . چه شده كه فقط اين حديث به عنوان علت ذكر شده است .
دكتر طه حسين در فصل 13 كتاب « الفتنة الكبرى » ، به داستان عبد اللّه بن سبا پرداخته و مىگويد : كسانى كه چنين به عبد اللّه بن سبا بال و پر دادهاند و او را در كشتن عثمان مؤثر شمردهاند ، نسبت به خود و نسبت به تاريخ ستم شديد روا داشتهاند ؛ زيرا چنين شخصى در هيچكدام از منابعى كه بحث عثمان را مطرح كردهاند ، نيامده است ؛ ابن سعد ، بلاذرى ، كه به واقعه عثمان پرداختهاند ، اشارهاى