امامت و خلافت
اعتقاد شيعه بر اين است كه جانشين رسول خدا عهدهدار دو وظيفه مهم است .
وظيفه اول ، بيان آنچيزى است كه پيامبر به واسطه نبود مقتضيات و شرايط نفرموده است و دوم آنكه به دست گرفتن رهبرى سياسى جامعهى اسلامى .
اين در حالى است كه نگاه اهل سنت به خلافت پس از پيامبر تنها توجه به ولايت سياسى اوست . به نظر آنان ، خليفهى رسول خدا كسى است كه رهبر سياسى جامعه باشد . طبعا اگر اينگونه به وصايت پس از پيامبر نگاه كنيم ، خليفه مىتواند هركدام از ياران پيامبر و يا هر فردى از افراد جامعه باشد . ولى براساس نگاهى كه تشيع به جانشينى دارد ، پيشواى جامعه اسلامى براى انجام وظايف خود لازم است از دو بازوى مهم برخوردار باشد : اول آنكه استعداد اين را داشته باشد كه از سوى خداوند به او دانش غيب داده شود . و دوم آنكه در خود ملكههاى فاضله را چنان پرورش داده باشد كه امكان گناه از او سلب شود ؛ بهطورى كه خداوند او را از مخلصان خود قرار داده و امكان گناه و خطا نداشته باشد .
اختلاف دوم
اختلاف دوم شيعه و سنت در مسأله امامت ، شيوهى گزينش امام است .
به نظر شيعه ، جانشين پيامبر بايد از سوى او و به دستور خدا منصوب شود و اين كار محقق شده و پيامبر خدا على و سپس يازده فرزند او را به اسم معين نموده است .
اما اهل سنت ، معتقدند كه جانشين پيامبر به سه صورت معين مىشود :
حالت اول آن است كه خليفه در نشست خبرگان امت تعيين گردد .