الهدى و مناد الايمان و امام اوليائى و نور جميع من اطاعنى . « 1 »
« اى ابا برزه ! خداى متعال دربارهى على از من عهد گرفته و فرموده است : على پرچم هدايت و منادى ايمان و پيشواى اولياء و نور همهى كسانى است كه از من پيروى كنند . »
انس از ياران پيامبر نقل مىكند نزد پيامبر بودم كه على وارد شد . پيامبر با اشاره به على ، به من فرمود : من و على دو حجّت خدا بر خلق هستيم . يا انس ، انا و هذا حجة اللّه على خلقه . « 2 »
در همين راستا ، مصادر مختلف اهل سنت از پيامبر نقل كردهاند كه بردن نام على عبادت است . ذكر على عبادة . « 3 »
نمونههاى زير نيز از جمله توجهات ويژهى پيامبر به على بن ابى طالب است .
1 - اداى دينها و امانتهاى نزد پيامبر . پيامبر در اين باره فرموده است : جز على كسى از سوى من ، دين مرا را ادا نكند . لا يودّى احد عنى دينى الاعلى . « 4 »
2 - برادرى با على . داستان برادرى در منابع اهل سنت چنين نقل شده است :
قال على : يا رسول اللّه آخيت بين اصحابك و تركتنى ؟ قال : و لم تركتك ؟ انما تركتك لنفسى ، انت اخى و انا اخوك ، فان ذكرك احد فقل : انا عبد اللّه و اخو رسوله ، لا يدعيها بعدك الا كذاب و الذى بعثنى بالحق ما اخّرتك الا لنفسى . « 5 »
« على گفت : اى رسول خدا ! ميان يارانت برادرى ايجاد كردى و مرا ترك نمودى ؟ پيامبر پاسخ داد چرا تو را ترك گفته باشم ، تو را براى خود گذاشتم . تو برادر من و من برادر تو هستم .
اگر كسى به تو چيزى گفت ، بگو : من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم . هركس پس از تو اين
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 102 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 270 .
( 2 ) - كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 397 ؛ تاريخ مدينة . دمشق ، ج 42 ، ص 308 .
( 3 ) - جامع الصغير سيوطى ، ج 1 ، ص 665 ؛ كنز العمال ، ج 11 ، ص 601 ، ش 32894 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 356 .
( 4 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 47 .
( 5 ) - اسد الغابة ، ج 4 ، ص 29 ؛ كنز العمال ، ج 13 ، ص 140 ، ش 36440 .