شهادت خود آگاه بود و . . . ، با اين وصف ، اولا : ورود آنان به قربانگاه ، وقوع در هلاكت است كه قرآن كريم از آن نهى نموده است .
. . . وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ . .
. « 1 »
« . . . خود را به دست خود به هلاكت نيفكنيد . »
ثانيا : اگر آنان با اينكه مىدانستند به شهادت مىرسند ، به تقدير الهى وارد مقتل خويش شده باشند ، در اين صورت شهادت فضلى براى آنان نيست چه اينكه شهادت به اين صورت براى آنان مقدر شده و آنان ناچار به پيمودن اين راه بودهاند .
اين شبهه ، از شبهات ديرين است و پاسخهاى متعددى به آن داده شده است . از آنجا كه پاسخهايى از زبان امامان و نيز مرحوم مفيد ، شيخ طوسى ، علامه حلى در كتابهاى تاريخى و كلامى نقل شده است . آنچه كه مىتوان در اينجا مطرح نمود ، اين است :
على بن موسى الرضا ، در پاسخ پرسش « حسن بن جهم » از اينكه چگونه با اينكه على مىدانست كشته مىشود به مقتل رفت ؟ گفته است : بلى ، ولى وى آن شب مخير بود به اينكه نرود و بماند و يا برود و مقدرات الهى را به انجام رساند .
ذلك كان و لكنه خيّر فى تلك الليلة لتمضى مقادير اللّه عزّ و جلّ . « 2 »
مانند اين روايت نيز از محمد باقر نقل شده است ، وى گفته است :
لما انزل اللّه تعالى النصر على الحسين بن على ، حتى كان بين السماء و الارض ثم خيّر النصر او لقاء اللّه ، فاختار لقاء اللّه تعالى . « 3 »
« چون خدا پيروزى را بر حسين نازل كرد ، وى مخير شد آن را برگزيند يا ديدار خدا را ؛ و او ديدار با خدا را پذيرفت . »
هامش
( 1 ) - بقرة ، 195 .
( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 259 .
( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 465 .