صفاؤهن كصفاء الدر الذى فى الاصداف الذى لم تمسّه الايدى . « 1 »
صفاى آنها مانند صفاى درّى است كه در صدفها است و هنوز دست نخورده است .
فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ .
« 2 »
آنها در سايه درختان سدر بىخار قرار دارند .
به پيامبر عرض كردند : درخت سدر خار دارد . حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند : مگر خدا نمىفرمايد :
فى سدرٍ مخضود .
سدر بدون خار . خداوند به جاى هر خار ميوهاى قرار مىدهد ، اين ميوه چنان است كه وقتى آن را مىشكافند ، هفتاد و دو رقم طعام داخل آن مىبينند ، طعامهائى كه هيچكدام به رنگ ديگرى نيست .
أليس يقول اللَّه « فى سدرٍ مخضود » يخضده اللَّه من شوكه فيجعل مكان كل شوكة ثمرة انها تنبت ثمراً تفتق الثمر منها عن اثنين و سبعين لونا من الطعام ما فيها لون يشبه الآخر . « 3 »
وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ .
« 4 »
و سايه كشيده و گسترده .
ابوهريره مىگويد : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : بهشت را درختى است كه سواره يكصد سال زير سايه آن سير مىكند و پايان نمىپذيرد .
هامش
( 1 ) - جامعالبيان ، ج 27 ، ص 231 .
( 2 ) - واقعه ، 28 .
( 3 ) - الميزان ، ج 19 ، ص 128 .
( 4 ) - واقعه ، 30 .