مرحله ديگر عبارت از اين است كه دل را كمك كنيم ، يارى كنيم و به راه اللَّه بياندازيم ، راه اين چيست ؟ جملهاى على عليه السلام دارد :
خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ تَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُم ؛ « 1 »
از اجسادتان بگيريد ، از اجسادتان كسر كنيد و به روحتان و بر نفستان منت بگذاريد و آن را به كمال برسانيد .
از بدنها ، از هوىها از حظوظ نفس بگيريد و فداى روح كنيد و در راه روحتان از هوىها بگذريد . اين راهش است ، از هوىهاى نفسانى گذشتن . و هر چه با هوىهاى نفسانى مخالفت كنيد ، روحتان قوىتر و نيرومندتر خواهد شد . برادران ، خواهران ، جوانها ، دانش آموزان و دانشجويان عزيز توجه پيدا كنيد ، هوسرانى را بگذاريد كنار .
شما در حكومت جمهورى اسلامى مىخواهيد آينده اين كشور را در دست بگيريد و يك مملكت سر تا پا اسلامى و صد در صد قرآنى قرار دهيد . قدم اول ، خودسازى شماست و مخالفت شما با هوىهاى نفسانى .
تا تن نكنى لاغر * جانت نشود فربه
تا از هوىها نگذرى ، روحت تعالى پيدا نمىكند .
وَ اجْعَلْ لِسَانِى بِذِكْرِكَ لَهِجاً وَ قَلْبِى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً . . .
زبانم را به ذكرت گويا ، و دلم را به دوستىات بىقرار ساز . . .
چه مىگويد كميل ؟ ! پيوسته توفيقم ده كه اين زبان به ياد تو حركت كند و دلم آن قدر عاشقت باشد كه همه چيز را در راه تو بدهم . يك تاريخچهاى مىگويم . حالا نمىدانم كه صحيح است يا فاسد . مثال است ، عيبى ندارد .
وقتى كه محمود سبكتكين از يك غزوهاى برمىگشت ، دستور داد آنچه كه از غارت شدهها ، اجناس پر قيمت طلا و نقره و فلزات و لؤ لؤ و مرجان همه را كه بار استر است ، بر مىگردد به مملكت خويش . در راه طناب پاره شد و بار استر افتاد روى زمين ، صندوق شكست و لؤ لؤها و جواهرهاى گرانبهاى درشت روى سنگها ريخت و پاشيده شد .
هامش
( 1 ) نهج البلاغة ، خ 183 .